ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

579

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

كليساها را ويران كردند . كليساها را ويران كردند . فرمانرواى طرطوس به اطاعت سلطان درآمد و براى لشكر او آذوقه و علوفه فرستاد و اسيرانى را كه در نزد او بود آزاد كرد . شمار اين اسيران بيش از سيصد تن بود . سلطان عنان عزيمت به حمص و حماة معطوف داشت و آهنگ انطاكيه نمود . سيف الدين قلاون نيز با لشكر بيامد و در ماه شعبان به انطاكيه فرود آمد . همچنين الملك المنصور صاحب حماة و جماعتى از مماليك بحرى كه در احياء عرب در باديه بودند نيز بيامدند . فرمانرواى انطاكيه بوهموند بود و انطاكيه پيش از اسلام پايتخت روم بود . آن را انطيوخوس از ملوك يونان پى افكنده بود و از اين رو آنجا را به نام انطيوخوس انطاكيه مىگفتند . انطاكيه در دست روميان بود و مسلمانان به هنگام فتوحات آن را به تصرف درآوردند . چون فرنگان در سال 490 به سواحل شام آمدند . انطاكيه را گرفتند و صلاح الدين آن را از پرنس‌رينالد كه او را در واقعهء حطين به قتل آورد ، پس گرفت . فرنگان بار ديگر آن را بازپس گرفتند . انطاكيه در دست بوهموند انطاكى بود . در آن هنگام كه الملك الظاهر بيبرس انطاكيه را محاصره كرده بود ، بوهموند در طرابلس بود و كنه تابل [ ( 1 ) ] عم پادشاه ارمن كه از واقعهء دربند ، گريخته بود در انطاكيه نزد بوهموند مىزيست . از اين رو با لشكر خود به جنگ الملك الظاهر بيبرس بيرون آمد و منهزم شد . بيبرس كنه تابل را اسير كرد و آزادى او را منوط به فرمانبردارى مردم انطاكيه از خود نمود ولى مردم انطاكيه نپذيرفتند . تا از محاصره به جان آمدند . مسلمانان حمله‌اى كردند و شهر را به جنگ گرفتند و بسيارى را كشتند . باقيماندگان به قلعه پناه بردند . بيبرس امانشان داد تا فرود آمدند . بيبرس به پادشاهشان بوهموند كه در طرابلس بود ماجرا بنوشت و كنه تابل و نزديكانش را آزاد كرد . تا نزد پادشاهشان هيتوم به سيس رفتند . بيبرس پس از اين پيروزى غنايم گرد آورد و تقسيم كرد و قلعهء انطاكيه را خراب نمود و شهر را آتش زد . صاحب بغراس امان خواست . بيبرس سنقر الفارقى را كه استاد دارش بود به بغراس فرستاد تا بغراس را تصرف كرد . صاحب عكا نزد بيبرس رسول فرستاد و خواستار صلح شد . او پسر خواهر فرمانرواى قبرس بود . سلطان با او به مدت ده سال پيمان صلح بست . سپس به مصر بازگرديد و در روز سوم از ايام التشريق همان سال وارد مصر گرديد . و اللّه تعالى اعلم .

--> [ ( 1 ) ] متن : كند اصطبل .