ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

565

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

برانگيختن مماليك بحرى الملك المغيث فتح الدين عمر بن الملك العادل صاحب كرك را به جنگ و شكست او از فرار مماليك بحرى به نزد الملك الناصر يوسف سخن گفتيم و گفتيم كه آنان او را وادار كردند لشكر به مصر آورد و آيبك نيز به دفاع بيرون آمد و به عباسه در برابرشان لشكرگاه زد و سپس ميانشان صلح افتاد . چون پيمان صلح بسته شد الملك الناصر به دمشق بازگشت و مماليك از او جدا شده به قلعهء بلقاء رفتند . آنان از اين صلح راضى نبودند . الناصر از ايشان بيمناك بود . از اين رو آنان را از خود دور كرد . مماليك به غزه و نابلس رفتند و به الملك المغيث فتح الدين صاحب كرك پيام دادند كه در فرمان او خواهند بود . الملك الناصر لشكرى به سركوبى ايشان فرستاد . مماليك آن لشكر را در هم شكستند . سپس الملك الناصر خود به جنگ ايشان رفت . مماليك او را نيز منهزم ساختند و خود به بلقا راندند و از آنجا به كرك رفتند و المغيث را برانگيختند كه لشكر به مصر برد و از او خواستند كه براى اين فتح لشكرى به آنان سپارد . او نيز چنان كرد و مماليك رهسپار مصر شدند . بزرگانشان عبارت بودند از : بيبرس بندقدارى و قلاون الصالحى و بلبان الرشيدى . امير سيف الدين قطز با لشكر مصر بيرون آمد و با مماليك صالحيه پيش رفت و آنان را شكست داد . بلغار الاشرف كشته شد و قلاون الصالحى و بلبان الرشيدى اسير گرديدند . چندى بعد به شفاعت و كفالت استاد الدار ، قلاون آزاد شد و پس از آزادى متوارى گشت . سپس به ياران خود پيوست و بار ديگر الملك المغيث را به لشكر كشى به مصر تحريض كرد . المغيث در سال 656 بار ديگر لشكر به مصر آورد و در صالحيه فرود آمد . عز الدين الرومى و كافورى نيز به او پيوستند . سيف الدوله قطز بار ديگر با لشكر مصر بيامد . چون نبرد آغاز شد الملك المغيث منهزم گرديد و بقاياى لشكرى به كرك رسيدند . مماليك بحرى به غور گريختند و در آنجا به جماعتى از تركان برخوردند كه از كوهستانهاى شهرزور از مغولان گريخته بودند . آن دو گروه با هم متفق شدند و ميان خود روابط خويشاوندى سببى برقرار كردند . الملك الناصر يوسف از شر و فساد آنان بترسيد و لشكرى بر سر ايشان فرستاد و در غور با آنان درآويخت . سپاه الملك الناصر شكست خورد . او بار ديگر خود به نبرد آمد . اين بار كردان و مماليك از رويارويى او رخ برتافتند و جمعشان پراكنده شد . كردان راهى مصر شدند . در العريش تركمانان راه بر ايشان گرفتند و جمعى از ايشان را كشتند . باقى به مصر رفتند . مماليك بحريه با لشكر الملك المغيث به كرك شدند . او وعده داد كه ياريشان خواهد كرد . در اين احوال الملك الناصر از دمشق پيام داد كه مماليك را تسليم او كند و او در پاسخ گفت كه خود چارهء آنها خواهد كرد . مماليك از اين حادثه پريشانحال شدند و بيبرس و قلاون به