ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
555
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
هياطلهاند خلج . بلاد ايشان نزديك به سغد سمرقند است . از اين رو گاه ايشان را سغدى گويند و نيز در آن شمار آورديم غور و خزر و قفچاق را . قفچاق را خفشاخ نيز گويند و نيز از اقوام تركاند : يمك و شركس و اركش . صاحب كتاب رجار [ ( 1 ) ] در جغرافياى خود اقوامى از تركان را ذكر كرده كه مساكنشان از ما وراء النهر است تا درياى ظلمت و اينان عبارتاند از : عسى ( ؟ ) و تغزغز و خرخيز و كماكى ( ؟ ) و خرلخ و خزر و حاسان ( ؟ ) و تركش ( ؟ ) و اركش و خفشاخ و خلج و غز و بلغار و خجاكت ( ؟ ) و يمناك ( ؟ ) و برطاس و سنجرت و خرجان و انكر و در جاى ديگر انكر را از شعوب ترك آورده و حال آنكه آنان در بلاد بنادقه ( ونيز ) از سرزمين روم زندگى مىكنند . اما مساكنشان : تركان در نيمهء شرقى جانب شمالى از معمورهء زمين مسكن دارند . روبروى هند و عراق و بلادشان در سه اقليم يعنى اقاليم ششم و هفتم و پنجم گسترده است . همچنانكه عربها در جانب جنوبى معمورهء زمين ، در جزيرة العرب و آنچه بدان پيوسته است از اطراف شام و عراق سكونت دارند . تركان نيز چون اعراب بيابانگردند و اهل جنگ و سواركارى و معاششان جز در موارد اندكى از كشتار و غارت مىگذرد و گفتيم كه ايشان در آغاز فتوحات به اسلام گردن ننهادند مگر پس از يك سلسله جنگها ، و پيروزى بر آنان در دولت اموى و اوايل دولت عباسى به وقوع پيوست . در اين پيروزيها عربها را اسيران بسيار از ايشان در دست افتاد . مردانشان را در پيشهها و صنايع به كار مىگرفتند و با زنانشان همبستر مىشدند و صاحب فرزند مىگرديدند ، آنچنانكه با اسيران ايرانى و رومى و امم ديگر ، كه به خاطر نشر دين با آنان پيكار مىكردند ، رفتار مىكردند . عربها را رسم بر اين بود كه از بردگان خود در جنگها با ملل ديگر يارى نمىخواستند و هر كس از ايشان كه اسلام مىآورد او را به حال خود رها مىكردند و او به هر طريق كه مىخواست معاش خويش حاصل مىكرد ، زيرا در آن ايام عصبيت عربى در اوج اقتدار خود بود و پرچم شوكتشان در اهتزاز و مردم و فرمانروايانشان دست در دست يك ديگر داشتند و در طريق عزت و مجد راه مىسپردند . در اين روزگاران به سبب كثرت آنها و رونق دين مسلمانان چونان دندانههاى شانه ، شانه به شانه در برابر حوادث پاى مىفشردند . اما زمانى برنيامد كه قدرت دولت روى به ضعف نهاد و فرمانروايان به راه خودكامگى رفتند و سلطان براى حراست از قوت و شوكت خود در برابر منازعان نياز به نيرويى ديگر يافت . چونكه بنى عباس
--> [ ( 1 ) ] متن : زجار .