ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
552
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
هلاكو نيز يكى از سرداران خود را به نام خسرو شاه به حماة فرستاد . او مىگفت كه از فرزندان خالد بن وليد است . الملك الناصر يوسف از تسليم حلب خبر يافت . از دمشق بيرون رفت و يكى را به جاى خود در آنجا نهاد و خود را به غزه رسانيد . موالى و برادرش گرد او را گرفتند . مغولان به نابلس رفتند و پس از تصرف آن ، همهء سپاهيان را كشتند . الناصر از غزه به العريش رفت و رسولان خود را نزد قطز فرستاد و از او خواست كه براى دفع دشمن مشترك متحد شوند . پس همگان در قطنه ( ؟ ) مجتمع شدند . در آنجا ميان تركمانان و كردان شهرزورى اختلاف افتاد و كار به كشتار و غارت كشيد . الملك الناصر در باب مردم مصر به ترديد و بيم افتاد . پس او و برادرش الملك الظاهر غازى و الملك الصالح بن الاشرف موسى بن شيركوه صاحب حمص راهى تيه بنى اسرائيل شدند . الملك المنصور صاحب حماة و سپاهيان به مصر رفتند . سلطان قطز آنان را در صالحيه استقبال كرد و اكرام نمود و همراه آنان به مصر بازگرديد . مغولان بر دمشق و ساير بلاد شام تا غزه مستولى شدند و اميران خود را در هر شهرى برگماشتند . سپس قلعهء حلب را گشودند . جماعتى از مماليك از جمله سنقر اشقر در آنجا دربند بودند . هلاكو آنان را از بند برهانيد و نزد سلطان جق كه از امراى ايشان بود فرستاد و عماد الدين قزوينى را امارت حلب داد . بدان هنگام كه هلاكو در حلب بود الملك الاشرف موسى بن ابراهيم بن شيركوه صاحب حمص نزد او آمد . آنگاه كه الملك الناصر يوسف به مصر مىرفت او خود را به كنارى كشيده بود . اينك هلاكو او را اكرام كرد و حمص را كه در سال 646 الملك الناصر از او گرفته بود به او بازپس گردانيد . هلاكو آنگاه به قلعهء حارم لشكر برد و قتل و تاراج بسيار كرد و فرمان داد باروى حلب و قلعهء آن را ويران كنند . در حماة و حمص نيز چنين كرد . مغولان قلعهء دمشق را مدتى دراز در محاصره داشتند تا به امان تصرفش كردند . آنگاه بعلبك را گرفتند و قلعهء آن را ويران كردند . سپس به صبيبه [ ( 1 ) ] رفتند . الملك السعيد بن الملك العزيز بن الملك العادل فرمانرواى آن بود . مغولان شهر را به امان تصرف كردند . الملك السعيد با مغولان برفت و در جنگهاى ايشان شركت جست . فخر الدين بن الزكى از مردم دمشق و به هلاكو پيوست و هلاكو او را منصب قضاى دمشق داد . هلاكو پس از اين فتوحات به عراق بازگرديد و سپاه او از فرات بگذشت و يكى از اميران بزرگ لشكر خود را به نام كتبوقا بر سراسر شام امارت داد . عماد الدين قزوينى را از
--> [ ( 1 ) ] متن : صبينه .