ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

548

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

خلع الملك الاشرف بن اتسز و استبداد آيبك و امراى ترك در مصر پيش از اين ، از بيعت امراى تركمان در مصر با الملك الاشرف موسى بن يوسف بن اتسز بن الملك الكامل سخن گفتيم . آنان به نام او خطبه خواندند و پس از آنكه زمام همهء امور ملك را به آيبك سپردند ، بر تخت نشاندند . آيبك به خودكامگى آزمند بود . اقطاى جامه‌دار از امراى بحرى او را از اين عمل بازمىداشت و مىخواست چه از سر همسرى و چه از روى حسد جلو لجام گسيختگيهاى او را بگيرد . از اين رو آيبك سه تن را از مماليك بر او گماشت تا بناگاه كشتندش . اين قتل در يكى از كوچه‌هاى قصر و در سال 652 اتفاق افتاد . جماعت مماليك بحرى به او گرايش داشتند . چون كشته شد پراكنده شدند و به دمشق به الناصر پيوستند . آيبك در مصر خودكامگى پيش گرفت و الملك الاشرف موسى بن يوسف را خلع كرد و خطبه به نام او قطع نمود . او آخرين امير خاندان ايوبى در مصر بود . آيبك خطبه به نام خود كرد . سپس شجرة الدر ام الخليل را كه پيش از او ملكهء مصر بود به زنى گرفت . چون مماليك بحريه در دمشق نزد الملك الناصر رفتند و او را به گرفتن مصر تحريض كردند ، او نيز لشكر بياراست و به غزه آمد . آيبك نيز لشكر به عباسيه فرود آورد . در آنجا جماعتى از يارانش آهنگ دستگيرى او نمودند . آيبك چون خبر يافت ، آنان بترسيدند و به الملك الناصر پيوستند . سپس رسولان از دو جانب به حركت آمدند و چنان مصالحه افتاد كه مرز ميان آنان العريش باشد . الملك الناصر فرمانرواى دمشق وزير خود كمال الدين بن العديم را به طلب خلعت نزد المستعصم باللّه فرستاد . عز الدين آيبك نيز فرمانبردارى خويش از خليفه اعلام داشت و هداياى بسيار گسيل داشت . المستعصم باللّه نيز خلعت الملك الناصر را تا سال 655 به تعويق انداخت . در سال 655 آيبك تركمانى كشته شد . او را شجرة الدر بناگهان و بىخبر در حمام به قتل آورد ، زيرا شنيده بود دختر بدر الدين لؤلؤ فرمانرواى موصل را خواستگارى كرده است . پس از قتل او پسرش على را جايش نشاندند و او را الملك المنصور لقب نهادند . ياران آيبك از شجرة الدر انتقام گرفتند و ما در اخبار ايشان خواهيم آورد . ان شاء اللّه تعالى . حركت الملك المغيث بن العادل صاحب كرك با مماليك بحرى به مصر و هزيمت شدن ايشان مماليك بحرى كه پس از كشته شدن اقطاى جامه‌دار نزد الملك الناصر به دمشق رفته