ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

26

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

استيلاى سلجوقيان بر دمشق و محاصرهء مصر سپس استيلاى تتش بن سلطان الب ارسلان بر دمشق پيش از اين گفتيم كه آتسز [ خوارزمى ] رمله و بيت المقدس را تصرف كرد و در سال 461 دمشق را محاصره نمود . سپس از آنجا بازگشت و هر سال به حوالى دمشق دستبرد مىزد و افساد مىكرد . در ماه رمضان سال 467 بار ديگر دمشق را محاصره نمود و سپس بىآنكه شهر را بگشايد باز گرديد . امير دمشق از سوى المستنصر باللّه علوى ، معلى بن حيدره بود . چون بر لشكر و رعيت ستم بسيار كرده بود ، بر او شوريدند و او نيز از دمشق بگريخت و به بانياس رفت و از آنجا به صور شد . سپس خود را به مصر رسانيد . در مصر او را به حبس فرستادند و در حبس بمرد . مصامده كه در دمشق بودند گرد آمدند و انتصار [ 1 ] بن يحيى المصمودى را بر خود امير ساختند . او رزين الدوله [ 2 ] لقب داشت . در خلال ابن احوال در دمشق قحطى افتاد و مردم پريشانحال شدند . در ماه شعبان سال 468 اتسز خوارزمى به دمشق باز گرديد . مردم امان خواستند . او قلعهء بانياس و شهر يافا را در ساحل دريا به عوض دمشق به انتصار داد و در ماه ذو القعده به شهر در آمد و به نام المقتدى خطبه خواند و جملهء « حى على خير العمل » را از اذان بينداخت و بر بسيارى از شهرهاى شام استيلا جست . سپس در سال 469 لشكر به مصر برد و آنجا را در محاصره گرفت و بر مردم سخت گرفت . المستنصر باللّه علوى از ساكنان باديه‌هاى اطراف يارى طلبيد . آنان نيز به ياريش برخاستند . بدر الجمالى با لشكر خود از قاهره بيرون آمد . ساكنان باديه‌ها نيز چنان كه وعده داده بودند بيامدند . اتسز و سپاهش منهزم شدند . او خود از مهلكه جان به در برد و خود را به بيت المقدس كشيد . ديد كه مردم آنجا با ياران و بازماندگان او رفتارى ناشايست داشته‌اند . چون او بيامد مردم شهر در شهر تحصن گزيدند و آمادهء نبرد شدند اتسز شهر را به قهر بگشود و دست به كشتار مردم گشود و آنان را حتى در درون مسجد كشتار كرد . در باب نام او اختلاف است . مردم شام او را اقسيس [ 3 ] مىگويند ولى درست همان آتسز است و اتسز نامى است تركى . در سال 470 سلطان ملكشاه بلاد شام و هر چه از آن بلاد بگشود به برادر خود تتش بن الب ارسلان به اقطاع داد تتش نخست آهنگ حلب نمود و حلب را در محاصره گرفت . جماعتى از تركمانان نيز با او بودند . بدر الجمالى كه بر مصر فرمان مىراند سپاهى به محاصرهء دمشق فرستاد . اتسز در دمشق بود . اتسز نرد تتش كه در حلب بود كس فرستاد و از او يارى خواست . تتش به دمشق لشكر راند . چون مصريان از آمدن تتش خبر يافتند بازگشتند . اتسز در

--> [ ( 1 ) ] متن : انصار . [ ( 2 ) ] متن : نصير الدوله . [ ( 3 ) ] متن : انسيس .