ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
530
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
پدرشان درگذشت هر يك بر سر اعمال خود بودند زيرا پدر هر يك را سهمى داده بود . الملك الاشرف و الملك المعظم نزد الملك الكامل آمدند و به اطاعت او گردن نهادند . سپس الملك المعظم عيسى بر فرمانرواى حماة ، الملك الناصر بن الملك المنصور ، غلبه يافت . در سال 619 لشكر به حماة برد و آن را محاصره نمود و چون حماة مقاومت كرد لشكر به سلميه و معره از اعمال حماة برد و آنجا را تصرف نمود . الكامل صاحب مصر نزد او كس فرستاد و اين عمل وى را نكوهش كرد و فرمان داد كه دست از حماة بردارد . او نيز فرمان امتثال كرد ولى از او كينه به دل گرفت . الملك الكامل سلميه را به الملك المظفر برادر صاحب حماة كه در آنجا مىزيست اقطاع داد . در اين حال الملك المعظم مخالفت با برادران خود الملك الاشرف و الملك الكامل آشكار كرد و نزد ملوك مشرق رسول فرستاد و آنان را به يارى خويش فراخواند تا با آنان پيكار كند . جلال الدين منكبرنى بن علاء الدين خوارزمشاه پس از آنكه مغولان در خوارزم و خراسان و غزنه و عراق عجم بر او غلبه يافته بودند و به هند رفته بود ، اينك از آنجا بازگشته بود . جلال الدين در سال 621 كه از هند بازگشت بر فارس و غزنه و عراق عجم و آذربايجان مستولى شد و در تبريز فرود آمد و با خاندان ايوبى هممرز گرديد . الملك المعظم صاحب دمشق به او پيام فرستاد و طرح آشتى افكند و از او عليه برادرانش يارى خواست . او نيز اجابت كرد . همچنين الملك الظاهر برادر الملك الاشرف را فراخواند و او را وعدهء خلاط داد . همچنين مظفر الدين كوكبرى صاحب اربل را به سوى خود فراخواند . همگان او را اجابت كردند . الملك الظاهر غازى بر برادر خود الاشرف عصيان ورزيد و بر خلاط و ارمينيه پنجه افگند و سر از فرمان او باز زد . الملك الاشرف در سال 621 لشكر به سوى او برد و در خلاط او را منهزم ساخت و خلاط را از او بستد و حسام الدين ابو على الموصلى را بر آن شهر امارت داد . اصل ابو على از موصل بود . به خدمت الملك الاشرف درآمد و در نزد او مقامى ارجمند يافت آن سان كه او را امارت خلاط داد . سپس الاشرف الملك الظاهر غازى را عفو كرد و او را در ميافارقين باقى گذاشت . مظفر الدين كوكبرى صاحب اربل لشكر گرد آورد و به موصل برد . لؤلؤ فرمانرواى موصل در اطاعت الملك الاشرف بود . مظفر الدين موصل را محاصره كرد و چون كارى از پيش نبرد بازگرديد . الملك المعظم خود به تن خويش از دمشق به حمص رفت . فرمانرواى حمص شيركوه بن محمد بن شيركوه در اطاعت الملك الكامل بود . المعظم حمص را محاصره كرد و چون حمص پايدارى ورزيد به دمشق بازگرديد .