ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

528

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

بودند مدد فرستادند . در اين احوال الملك الكامل همچنان در جاى خود استوار بود . بناگاه خبر رسيد كه مغولان آشكار شده‌اند و به آذربايجان واران رسيده‌اند . مسلمانان مصر و شام از آن بيمناك شدند كه مبادا با ظهور مغولان ديگر ثغور بلاد اسلامى نيز به خطر افتد . الملك الكامل از برادرش الملك المعظم عيسى بن الملك العادل صاحب دمشق و برادر ديگرش الملك الاشرف موسى بن الملك العادل صاحب بلاد جزيره و ارمينيه يارى خواست . الملك المعظم نزد الملك الاشرف رفت تا او را به يارى برادر برانگيزد . ديد كه خود سرگرم فرونشاندن فتنه‌هايى است كه از آن ياد كرديم . بناچار بازگشت و منتظر فرونشستن فتنه شد فرنگان پس از چندى لشكرهاى خود از دمياط به حركت آوردند و راهى درون مصر شدند . الملك الكامل بار ديگر از دو برادر خويش يارى خواست . باز هم الملك المعظم نزد الملك الاشرف رفت و او را به نبرد برانگيخت . اين بار با او به دمشق آمد و از آنجا راهى مصر شدند . سپاه حلب نيز با او بود . همچنين الملك الناصر داود صاحب حماة و شيركوه صاحب حمص و الملك الامجد صاحب بعلبك نيز قدم در راه نهادند . چون بيامدند الملك الكامل را بر كنار درياى اشموم ديدند و فرنگان را كه سپاهيان خود در حركت آورده و در ساحل نيل در برابر او جاى گرفته‌اند و با منجنيق لشكرگاه او را فرو مىكوبند و مردم از تسلط ايشان بر بلاد مصر سخت مىترسند . چون الملك الاشرف به مصر نزديك شد برادرش الكامل به استقبالش رفت و مردم شاد شدند . پس از الملك الاشرف ، الملك المعظم آمد . او از راه كه مىآمد يكسره به دمياط رفت تا پيش از بازگشت فرنگان بر آن دست يابد . الاشرف و الكامل چون استقرار يافتند بر كشتيهاى فرنگان دستبرد زدند و سه كشتى آنان را با هر چه در آنها بود به غنيمت گرفتند . پس از اين پيروزى رسولان به آمد و شد پرداختند و براى عقد صلح قرار بر آن شد كه مسلمانان بيت المقدس و عسقلان و طبريه و صيدا و جبله و لاذقيه و هر چه صلاح الدين گشوده است جز كرك را به آنان دهند و دمياط را بازستانند ، ولى فرنگان راضى نشدند و گفتند بايد كرك و شوبك نيز تسليم شود و نيز سيصد هزار دينار براى مرمت باروهاى بيت المقدس كه الملك المعظم و الملك الكامل ويران كرده‌اند بپردازند . مسلمانان بناچار جنگ را آماده شدند . فرنگان با خود علوفه و آذوقه‌اى كه نياز مىداشتند - بدان اميد كه بر سواد مصر غلبه خواهند يافت و آذوقه و علوفهء خود تأمين خواهند كرد - از دمياط نياورده بودند و اكنون دچار كمبود آن شده بودند و به وضعى افتادند كه حسابش را نمىكردند . گروهى از مسلمانان از نيل گذشتند و در آن سوى آن ، جايى كه فرنگان بودند قرار گرفتند . آب بيشتر آن زمينها را فراگرفته بود و فرنگان را راهى باقى نمانده بود كه از آن بگذرند جز باريكه‌اى . الملك الكامل در اين هنگام در اشموم بر نيل پل بست و سپاهيان او از پل