ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

514

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

داستان از اين قرار است كه او در سال 596 نام الملك العادل را از خطبه انداخته بود . الملك العادل بيمناك شده بود كه مبادا ياران پدرش بر او گرد آيند و از آن فتنه‌اى زايد . پس در سال 598 او را به دمشق فرستاد و در سال 599 او را به رها نقل كرد . برادران و مادرش نيز با او بودند و همگان در آنجا مقام كردند و اللّه اعلم . واقعهء الملك الاشرف با صاحب موصل ميان نور الدين ارسلان شاه صاحب موصل و پسر عمش قطب الدين محمد بن زنگى فرمانرواى سنجار همچنان جنگ و فتنه بر دوام بود . الملك العادل ابو بكر بن ايوب ، قطب الدين را به سوى خود كشيد و او نيز در همهء قلمروش به نام الملك العادل خطبه خواند . نور الدين از اين كار به خشم آمد و در ماه شعبان سال 600 لشكر برد و نصيبين را كه از آن قطب الدين بود محاصره كرد . قطب الدين از الملك الاشرف موسى پسر الملك العادل يارى طلبيد . الملك الاشرف در حران بود . براى يارى او به رأس عين رفت تا نور الدين را دفع كند . الملك الاشرف در اين جنگ با مظفر الدين كوكبرى بن زين الدين على صاحب اربل و نيز صاحب جزيرهء ابن عمر و صاحب كيفا و آمد همدست شده بود . نور الدين از نصيبين دور شد و الملك الاشرف به آنجا درآمد . برادرش نجم الدين صاحب ميافارقين و صاحب كيفا و صاحب جزيرهء ابن عمر نيز بيامدند و همگان از نصيبين به بقعا رفتند . نور الدين ارسلان شاه صاحب موصل از تل اعفر كه آن را تصرف كرده بود و كفر زمار بازگشت بدان قصد كه آن جمع را متفرق كند . در اين حال از يكى از موالى او كه جاسوس وى بود نامه‌اى رسيد و شمار دشمن را بس اندك شمرد و او را به جنگ برانگيخت . نور الدين به نوشرا رفت و در نزديكى ايشان فرود آمد . سپس آهنگ قتال كرد . جنگى كردند و نور الدين منهزم شد و به موصل باز آمد . الملك الاشرف و يارانش به كفر زمار فرود آمدند و در آن بلاد دست به قتل و تاراج زدند . سپس رسولان به آمد و شد پرداختند تا طرح صلح افگنند . قرار بر آن شد كه نور الدين قلعهء تل اعفر را كه از قطب الدين گرفته بود به او بازپس دهد . اين مصالحه در سال 601 انجام پذيرفت و هر كس به شهر خود رفت . و اللّه تعالى اعلم . رسيدن فرنگان به شام و صلح با ايشان چون فرنگان قسطنطنيه را در سال 601 از روميان گرفتند ، بر بلاد اطراف دست‌اندازى آغاز كردند جمعى از ايشان به سوى شام آمدند و در بندر عكا پهلو گرفتند . بدان آهنگ كه بيت المقدس را از مسلمانان بازستانند . سپس در نواحى اردن به حركت درآمدند و به هر جا رسيدند كشتار و تاراج كردند .