ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

472

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

هزار تن هم از پرداخت عاجز آمدند . همهء اميران صلاح الدين نيز خلق بىشمارى را در لباس مسلمانان با گرفتن مبلغى فرارى مىدادند . جمعى نيز نزد او آمدند و خواستند بعضى را به آنان ببخشد . او نيز بخشيد و آنان مالى گرفتند و راهشان را گشودند . افزون بر اينها در بيت المقدس برخى از زنان پادشاهان رهبانيت اختيار كرده بودند . صلاح الدين اينان را با همهء كنيزان و غلامانشان و حشم و اموالشان آزاد كرد . همچنين ملكهء بيت المقدس را كه صلاح الدين شوهر او را اسير كرده و اكنون در قلعهء نابلس محبوس بود با همهء خدم و حشم آزاد كرد و او به شويش پيوست . همچنين بطرك بزرگ با همهء اموال خود و اموال كليساها از شهر خارج شد و كس متعرض او نشد . آنگاه زن پرنس‌رينالد صاحب كرك نزد صلاح الدين آمد . شوى او را در نبرد حطين كشته بود . زن از صلاح الدين خواست كه فرزند اسيرش را آزاد كند . صلاح الدين گفت اگر كرك را تسليم نمايى پسرت را آزاد مىكنم . او نيز به كرك رفت ولى فرنگانى كه در آنجا بودند به سخن او گوش ندادند و پسرش همچنان در اسارت بماند . بر سر گنبد صخره صليب زرنگار عظيمى بود . جمعى از مسلمانان فرا رفتند و آن را از جاى كندند و فروافكندند . چنان بانگ اللّه اكبر و فرياد برخاست كه زمين به لرزه درآمد . چون بيت المقدس از دشمن پيراسته شد صلاح الدين فرمان داد بناهاى مقدس را به همان حال نخستينشان درآورند زيرا مسيحيان در آنها تغييراتى پديد آورده بودند و فرمان داد تا مسجد و صخره را پاكيزه كردند . مسلمانان روز جمعه چهارم شعبان نماز جمعه را در آنجا به جاى آوردند امام محيى الدين بن الزكى [ ( 1 ) ] قاضى دمشق خطبه‌هاى نماز به جاى آورد . اين خطبه به فرمان صلاح الدين بود . محيى الدين خطبه‌اى از حيث بلاغت شگفت‌انگيز ادا كرد . و از عظمت اسلام و مسلمانان چنان سخن گفت كه تن‌ها را به لرزه درآورد . خطبهء او را راويان به خاطر سپرده بودند و نقل مىكردند . صلاح الدين براى اقامهء نمازهاى پنجگانه امامى معين كرد و فرمود منبرى بسازند . گفتند نور الدين محمود بيست سال پيش براى مسجد بيت المقدس در حلب منبرى ساخته و چند سال صنعتگران ماهر بر آن كار كرده‌اند و فرمود آن منبر را از حلب آوردند و در مسجد الاقصى نصب كردند . آنگاه فرمان داد سنگهاى مرمرى كه روى صخره را با آن پوشانيده بودند كندند كشيشان از آن صخره مىكندند و برابر با طلا مىفروختند . مسيحيان براى به دست آوردن تكه‌هايى از آن سنگ و بركت يافتن از آن كوششهاى بسيار مىكردند و هر كس چيزى از آن به شهر خود مىبرد آن را در كليسا مىنهاد پادشاهان فرنگ را بيم آن بود كه آن سنگ به

--> [ ( 1 ) ] متن : الزنگى .