ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

461

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

محاصرهء صلاح الدين موصل را صلاح الدين در ماه ذو القعدهء سال 581 از دمشق به جزيره رفت و از فرات گذشت . مظفر الدين كوكبرى همواره او را به حركت به موصل تحريض مىكرد و وعده داده بود كه چون به حران رسد پنجاه هزار دينار به او خواهد داد . چون به حران رسيدند . مظفر الدين از وعدهء خويش سرباز زد و صلاح الدين او را دربند كشيد . سپس از ملامت اهل جزيره بترسيد و او را آزاد نمود و حران و رها را به او بازگردانيد . صلاح الدين در ماه ربيع الاول همان سال از حران حركت كرد . معز الدين سنجر شاه فرمانرواى جزيرهء ابن عمر و نور الدين محمد فرمانرواى كيفا به او پيوستند . سنجر شاه پس از زوال دولت مجاهد الدين از عم خود عز الدين مسعود ، صاحب موصل ، بريده بود . همگان همراه با صلاح الدين به موصل آمدند و به شهر بلد رسيدند . در آنجا مادر عز الدين و دختر عم او نور الدين محمود بن زنگى و جماعتى از اهل بيت او به ديدارش آمدند ، تا شفاعت كنند . بدين پندار كه صلاح الدين آنها را محروم نخواهد كرد . مخصوصا دختر نور الدين محمود به شفاعت خود اميد فراوان داشت . صلاح الدين در اين باب با ياران خود مشورت كرد . فقيه عيسى و على بن احمد المشطوب اشارت به رد مسئول ايشان كردند . پس صلاح الدين لشكر به موصل برد و جنگ در پيوست . مردم دل بر هلاك نهادند و از رد آن زنان سخت خشمگين بودند . موصل سخت مقاومت مىكرد و صلاح الدين مشاوران خويش را به ملامت گرفت . زين الدين يوسف بن زين الدين صاحب اربل و برادرش مظفر الدين كوكبرى نزد صلاح الدين آمدند . صلاح الدين آنان را در جانب شرقى دجله فرود آورد و على بن احمد المشطوب هكارى را به قلعهء جديده [ 1 ] از قلاع هكارى فرستاد . او قلعه را محاصره كرد . جمعى از كردان و هكاريان به او پيوستند . على بن احمد در آنجا بماند تا صلاح الدين از موصل برخاست . در آن هنگام كه صلاح الدين موصل را محاصره كرده بود ، عز الدين مسعود خبر يافت كه زلفندار نايب او بر قلعه ، با صلاح الدين مكاتبه مىكند . عز الدين او را از رفتن به قلعه منع كرد و از او روى برتافت و بار ديگر نظرها و آراء مجاهد الدين را به كار بست . در اين احوال ، صلاح الدين خبر يافت كه شاه ارمن صاحب خلاط مرده است . صلاح الدين طمع در كشور او نمود . زيرا اگر خلاط را مىگرفت در كار او گشايشى بود . سپس نامهء مردم آنجا رسيد كه او را به سوى خود فرا مىخواندند . صلاح الدين از موصل به سوى خلاط رفت . اين نامه از روى مكر بود ، زيرا شمس الدين پهلوان بن ايلدگز صاحب آذربايجان

--> [ ( 1 ) ] متن : جزيره .