ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

422

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

حركت تاتار به سوى بلاد موصل و اربل چون جلال الدين خوارزمشاه در سال 628 در آمد از تاتار شكست خورد و در آن نواحى از ملوك مدافعى نماند مغولان سراسر آن بلاد را زير پى سپردند و به ديار بكر داخل شدند و سواد آمد و ارزن و ميافارقين را تاراج و كشتار كردند و اسعرد را محاصره نمودند و به امان تصرف كردند و پس از كشتن و غارت كردن به ماردين رفتند و در آن نواحى نيز همان كردند كه در ديگر جايها آنگاه وارد بلاد جزيره شدند و اعمال نصيبين را نيز به باد غارت دادند سپس به سنجار رفتند و از آنجا راهى خابور شدند و در آن بلاد نيز بسى كشتار و تاراج نمودند . طايفه‌اى از ايشان به موصل آمدند و در اعمال موصل دست به فساد زدند ، سپس در اعمال اربل نيز چنان كردند . مظفر الدين با لشكر خود به نبرد بيرون آمد و از سپاهيان موصل يارى خواست . بدر الدين لؤلؤ لشكرى به ياريش فرستاد . مغولان به آذربايجان بازگشتند . ايشان نيز به بلاد خود باز گرديد . و اللّه اعلم . وفات مظفر الدين صاحب اربل و بازگشتن اربل به خليفه در سال 629 مظفر الدين كوكبرى بن زين الدين كجك صاحب اربل ، پس از چهل و چهار سال حكومت در اربل درگذشت . روزگار صلاح الدين يوسف را درك كرده بود . چون فرزندى نداشت وصيت كرد كه اربل را به خليفه ، المستنصر باللّه دهند . خليفه نيز نايبان خويش را بفرستاد و بر آن ديار مستولى شد و اربل نيز در قلمرو او درآمد . و اللّه تعالى اعلم . بقيهء اخبار بدر الدين لؤلؤ صاحب موصل سپاه جلال الدين خوارزمشاه پس از شكست در سال 628 درآمد به فرمانرواى روم علاء الدين كيقباد بن كيخسرو بن قليج ارسلان پيوست . علاء الدين نيز آنان را بپذيرفت . چون علاء الدين كيقباد در سال 634 درگذشت و پسرش كيخسرو به جايش نشست امير ايشان را دربند كشيد و باقى در اطراف بلاد پراكنده شدند . در اين ايام الملك الصالح نجم الدين ايوب در حران و كيفا و آمد از سوى پدرش الملك العادل فرمان مىراند . مصلحت آن دانست كه ايشان را استمالت كند و به خدمت خود گيرد و اجراى اين امر پس از اجازت از پدرش بود . چون پدرش در سال 635 درگذشت آنان پيمان شكستند و به موصل رفتند . بدر الدين لؤلؤ ايشان را گرد آورد و ضميمهء لشكر خود ساخت و به يارى ايشان الملك الصالح را در سنجار محاصره نمود آنگاه الملك الصالح نجم الدين ايوب بار ديگر لشكر خوارزميان را مورد نواخت خويش قرار داد و آنان به فرمان او بازگشتند و به عهده گرفت كه ايشان در حران و رها فرود آيند و آن دو شهر را به ايشان داد و خوارزميان نيز آنها را به تصرف خود درآوردند . سپس نصيبين را نيز كه