ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
415
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
به سخن او اعتنايى نكرد . صاحب ماردين و ناصر الدين محمود صاحب حصن كيفا و آمد نيز از طاعت الملك الاشرف بيرون آمدند و با مظفر الدين متفق شدند . چون الملك الاشرف چنان ديد لشكر خود را به نصيبين فرستاد تا بدر الدين لؤلؤ را چون نياز افتد يارى نمايد . و اللّه تعالى اعلم . هزيمت عماد الدين زنگى از لشكر بدر الدين لؤلؤ چون لشكر موصل از محاصرهء عماديه بازگرديد . عماد الدين زنگى به قلعهء عقر بازگرديد تا بتواند اكنون كه از تصرف مناطق كوهستانى فراغت يافته به مناطق صحرايى پردازد . مظفر الدين صاحب اربل لشكر به يارى او فرستاد . لشكر موصل در چهار فرسنگى موصل از سوى عقر لشكرگاه زده بود . پس قرار بر آن شد كه به نبرد با زنگى در حركت آيند . در آخر محرم سال 516 نبرد درگرفت . عماد الدين شكست خورد و به اربل گريخت و لشكر بدر الدين لؤلؤ منزلتى را كه از دست داده بود به دست آورد . رسولان خليفه الناصر لدين اللّه و الملك الاشرف بن الملك العادل براى برقرار كردن صلح ميان دو گروه برسيدند و صلح برقرار شد و دو گروه در برابر رسولان پيمان بستند و بر آن سوگند خوردند . و اللّه تعالى اعلم . وفات نور الدين صاحب موصل و حكومت برادرش ناصر الدين چون نور الدين ارسلان شاه بن الملك القاهر صاحب موصل - چنان كه گفتيم - به سبب ابتلا به انواع بيمارى پيش از آنكه سال به پايان رسد بمرد ، لؤلؤ برادرش ناصر الدين محمد بن الملك القاهر را در سن سه سالگى به جاى او نشاند و از لشكريان براى او بيعت گرفت و او را با موكب در حركت آورد . مردم از ديدن او خوشدل شدند ، زيرا برادرش نور الدين به سبب بيمارى نتوانسته بود بر اسب نشيند و با موكب حركت كند . چون او را سواره ديدند دانستند كه هنوز از خاندان اتابكى كسى بر ايشان سلطنت مىكند . و اللّه ولى التوفيق . هزيمت لؤلؤ صاحب موصل از مظفر الدين صاحب اربل چون نور الدين درگذشت بدر الدين لؤلؤ برادرش ناصر الدين محمد را كه كودكى خردسال بود به حكومت نشاند . عماد الدين زنگى و مظفر الدين صاحب اربل را طمع تصرف موصل در سر افتاد و لشكر گرد آوردند و در حوالى موصل دستبردهايى زدند . در اين اثنا لؤلؤ پسر بزرگش را با لشكرى به يارى الملك الاشرف فرستاده بود . الملك الاشرف آهنگ بلاد فرنگان را در سواحل داشت تا آنان را از يارى همكيشانشان در دمياط كه به جنگ پدرش الملك الكامل صاحب مصر بسيج شده بودند باز دارد . لؤلؤ به شتاب نزد جماعتى از لشكريان الملك الاشرف كه در نصيبين بودند كس فرستاد و آنان را به يارى خود خواند . آنان در