ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

396

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

سيف الدين غازى به جمع لشكر و بذل اموال پرداخت و از صاحب كيفا و ماردين يارى خواست و با شش هزار سپاهى در حركت آمد و در ماه ربيع الاول سال 571 به نصيبين راند و در آنجا درنگ كرد تا زمستان برود . آنگاه عازم حلب شد . سعد الدين كمشتكين خادم و مدبر دولت الملك الصالح اسماعيل با لشكر حلب به او پيوست . صلاح الدين آن گروه از لشكر خود را كه به مصر رفته بودند فرا خواند . آنان بيامدند و صلاح الدين از دمشق به جنگ سيف الدين غازى و سعد الدين كمشتكين در جنبش آمد . در تل السلطان دو لشكر به يك ديگر رسيدند و مصاف دادند . سيف الدين شكست خورد و به حلب باز گرديد و برادر خود عز الدين مسعود را در حلب نهاد و خود از فرات گذشته به موصل رفت . او مىپنداشت كه صلاح الدين در پى اوست . از اين رو با وزير خود جلال الدين و مجاهد الدين قايماز مشورت كرد كه از موصل دور شود و به قلعهء عقر الحميديه پناه جويد ولى آن دو موافقت نكردند . سيف الدين غازى پس از اين شكست ، زلفندار را از سپهسالارى لشكر عزل كرد ، زيرا او سبب اين شكست شده بود و به جاى او مجاهد الدين قايماز را سپهسالارى داد . چون سپاه موصل از برابر صلاح الدين بگريخت و صلاح الدين بر آن غنايم و اموال دست يافت به بزاغه رفت و آنجا را بگرفت و يكى را از سوى خود بر آن امارت داد و راهى منبج شد فرمانرواى منبج قطب الدين ينال بن حسان المنبجى بود كه با صلاح الدين سخت دشمنى داشت صلاح الدين شهر را گرفت و او را در قلعه محاصره نمود . سپس ديوارهاى قلعه را سوراخ كرد و قلعه را به جنگ تصرف كرد و قطب الدين را اسير نمود . سپس او را عريان كرده آزاد نمود و او به موصل رفت و سيف الدين غازى رقه را به اقطاع او داد . چون صلاح الدين از منبج فراغت يافت به قلعهء عزاز لشكر برد و آن قلعه‌اى استوار بود . صلاح الدين چهل روز آن را محاصره نمود تا مردم امان خواستند و در روز عيد اضحى به دست صلاح الدين افتاد . سپس صلاح الدين به حلب رفت و آنجا را محاصره نمود . الملك الصالح اسماعيل در حلب بود . مردم حلب به دفاع از شهر برخاستند . از اين رو صلاح الدين دست از جنگ بداشت و همچنان محاصره را ادامه داد . و چون دو جانب در جنگ مانده شده بودند تن به مصالحه دادند . پس از استقرار صلح ميان طرفين خواهر الملك الصالح نزد صلاح الدين آمد . صلاح الدين او را گرامى داشت و مالى گزاف به او تقديم نمود . آن دختر خواستار قلعهء عزاز شد . صلاح الدين قلعه را به او داد و به سوى بلاد اسماعيليه در حركت آمد . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم . عصيان صاحب شهر زور بر سيف الدين غازى صاحب موصل و بازگشت آن مجاهد الدين قايماز والى شهر اربل بود و ميان او و شهاب الدين محمد بن