ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
384
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
و كارى از پيش نبرد . نور الدين ناچار شد راه ملاطفت پيش گيرد و به عوض جعبر ، سروج و اعمال آن را به او واگذاشت . همچنين سرزمينهاى ميان حلب و باب بزاغه را و افزون بر آن بيست هزار دينار نقد و در سال 564 جعبر را از او بستد و حكومت بنى مالك در آن قلعه به پايان آمد . و البقاء للّه وحده . حركت زين الدين نايب موصل به اربل و استبداد قطب الدين پيش از اين گفتيم كه نصير الدين جقر نايب اتابك عماد الدين زنگى در موصل بود و به دست ملك الب ارسلان پسر سلطان محمود سلجوقى در اواخر سال 539 كشته شد و اين واقعه به هنگامى بود كه اتابك زنگى به محاصرهء بيره رفته بود چون خبر بشنيد زين الدين على بكتكين [ 1 ] را به نيابت خود به موصل فرستاد . زين الدين على ، باقى ايام اتابك و همهء ايام پسرش غازى و در روزگار پسر ديگرش قطب الدين در موصل مانده بود . در سال 558 قطب الدين محمود وزيرشان ، جمال الدين ابو جعفر محمد بن على بن ابى منصور اصفهانى را دربند كرد و او يك سال بعد همچنان در بند بمرد . جنازهاش را به مدينهء نبويه حمل كردند و با شكوهى تمام در رباطى كه در آنجا براى اين منظور آماده كرده بودند دفن نمودند . وفات او در ايام حكومت سيف الدين غازى بن قطب الدين مودود اتفاق افتاد و به جاى او پسرش جلال الدين ابو الحسن به وزارت برگزيده شد . زين الدين على معروف به كجك زمام امور دولت قطب الدين را به دست داشت و به انفراد فرمان مىراند . بسيارى از بلاد چون اربل و شهرزور و قلعههايى كه در اين بلاد و بلاد هكاريه بود ، چون عماديه و جز آن و حميديه و تكريت و سنجار همه در اقطاع او بود . او زن و فرزند و همهء ذخاير خود را به اربل حمل كرد و خود همچنان به نيابت در قلعهء موصل بماند تا سالخورده شد و كور و كر گرديد . پس آهنگ بيرون آمدن از موصل و رفتن به اربل نمود . پس همهء بلادى را كه در دست داشت جز اربل را به قطب الدين تسليم نمود و در سال 564 به اربل رفت . قطب الدين ، فخر الدين عبد المسيح را كه خواجهاى از غلامان جدش اتابك زنگى بود به جاى او نهاد و او را در دولت خود فرمانروايى داد . او به قلعهء موصل آمد و آن را تعمير كرد زيرا در اثر اهمال زين الدين خرابيهاى بسيار يافته بود . و اللّه تعالى اعلم . محاصرهء نور الدين قلعهء كرك را در سال 565 صلاح الدين نزد نور الدين كس فرستاد و از او خواست پدرش نجم الدين ايوب را نزد او فرستد . نور الدين نيز نجم الدين را با لشكرى بفرستاد . چون نجم الدين در حركت
--> [ ( 1 ) ] متن : كمستكين .