ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
363
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
اتابك در جزيره بود . زن نزد او كس فرستاد از آنچه رفته بود آگاهش كرد و از او خواست به دمشق رود و انتقام خون پسرش را از دولتمردانش بستاند . اتابك نيز عازم دمشق شد . مردم دمشق در شهر خويش تحصن گزيدند . ولى اتابك زنگى آهنگ بعلبك نمود و در آنجا فرود آمد . بعضى گويند سبب تصرف اتابك عماد الدين زنگى شهر بعلبك را آن بود كه بعلبك از آن معين الدين انز بود و او را كنيزى بود كه سخت دوستش مىداشت . چون مادر جمال الدين [ 1 ] محمد بن بورى را به زنى گرفت آن كنيز را به بعلبك فرستاد . هنگامى كه زنگى قصد دمشق كرد نزد انز رسول فرستاد كه شهر را به او تسليم كند و هر چه خواهد به جاى آن بستاند . انز از اين امر سر برتافت . اتابك به بعلبك رفت و در آخر ماه ذو الحجهء سال 533 شهر را محاصره نمود و منجنيقها نصب كرد و محاصره را هر روز سختتر كرد تا عاقبت مدافعان امان خواستند و او شهر را بگرفت . مدافعان شهر به قلعه پناه بردند . چون از معين الدين انز مأيوس شدند . از اتابك امان خواستند ، چون اتابك قلعه را گرفت همه را بند برنهاد و بردار نمود . سپس كنيز انز را به زنى گرفت . و او را به حلب برد . آن كنيز در حلب بماند تا آنگاه كه اتابك زنگى بمرد و پسرش نور الدين محمود ، پس از مرگ پدر ، او را نزد صاحبش فرستاد . و اللّه تعالى اعلم . محاصره كردن اتابك زنگى شهر دمشق را در ماه ربيع الاول سال 534 اتابك عماد الدين زنگى بعد از فراغت از بعلبك به محاصرهء دمشق رفت و در بقاع فرود آمد و نزد جمال الدين محمد بن بورى صاحب دمشق رسول فرستاد كه دمشق را به او تسليم كند و هر شهر ديگر را كه خواهد در عوض آن بستاند . چون جمال الدين محمد سر فرود نياورد . عماد الدين زنگى لشكر بر سر او كشيد و تا داريا پيش راند . طلايع دو لشكر با يك ديگر مصاف دادند . پيروزى از آن ياران اتابك بود . اتابك تا مصلى براند و در آنجا فرود آمد . مردم دمشق در غوطه با او نبرد كردند . اتابك پيروز شد و بسيارى از ايشان را بكشت . سپس ده روز دست از جنگ بداشت و با فرمانرواى دمشق به گفتگو پرداخت تا در عوض دمشق بعلبك و حمص و هر جاى ديگر را كه مىخواهد به او دهد . جمال الدين محمد خود بپذيرفت ولى اصحابش موافقت نكردند بار ديگر جنگ در گرفت . در ماه شعبان همان سال جمال الدين محمد درگذشت . پسرش مجير الدين ابق [ 2 ] به جاى او نشست و معين الدين انز زمام امور كارهايش را به دست گرفت . در اين اوضاع و احوال زنگى را طمع تسخير ملك او در دل بجنبيد ولى دمشق در برابر او مقاومت كرد . معين الدين انز چون كار را سخت ديد نزد فرنگان پيام فرستاد و آنان را در
--> [ ( 1 ) ] متن : كمال الدين . [ ( 2 ) ] متن : محى الدين انز .