ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
360
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
جنگ سپاهيان حلب با فرنگان سپس لشكريان حلب به سردارى امير اسوار ، نايب اتابك زنگى در حلب ، در ماه شعبان سال 530 ، اجتماع كردند و به غزاى فرنگان رفتند و در حالى كه فرنگان غافل از حملهء دشمن بودند بر لاذقيه تاختند و سراسر آن را زير پى سپردند و تاراج بسيار كردند ، و غنايم فراوان به دست آوردند و لاذقيه و بلاد مجاور آن را ويران نمودند و با آن غنايم سالم بازگشتند و شام را از اسيران و چارپايان پر كردند . اين امر در عزم فرنگان بسى سستى پديد آورد . و اللّه سبحانه و تعالى يؤيد بنصره من يشاء من عباده . محاصره كردن اتابك زنگى شهر حمص را و استيلاى او بر بعرين [ 1 ] و هزيمت فرنگان و تسلط مسلمانان بر حمص اتابك زنگى در ماه شعبان سال 531 لشكر به حمص برد . امارت حمص را معين الدين انز در دست داشت . او از سوى فرمانرواى دمشق در آن شهر بود و حمص به اقطاع او بود . اتابك زنگى صلاح الدين محمد ياغيسيانى را كه مردى مكار بود بر مقدمه بفرستاد ولى مكر صلاح الدين محمد در معين الدين كارگر نيفتاد و حمص به مقاومت در ايستاد . رسولان به آمد و شد پرداختند و صلاح الدين محمد شهر را محاصره نمود . زنگى نيز خود برسيد ولى بىآنكه حاصلى به دست آورد آنجا را رها كرد و به بعرين لشكر برد و بعرين از دژهاى بزرگ فرنگان بود . اتابك زنگى در ماه شعبان سال 531 عازم بعرين شد . فرنگان لشكر گرد آوردند و با سپاهى گران به قتال پرداختند . در اين نبرد خداوند دشمن را منهزم ساخت و مسلمانان از آسيب ايشان نجات يافتند . چون اتابك زنگى به بعرين لشكر كشيد ، ملوك و سرداران فرنگان در دژ بعرين تحصن جستند و سخت به دفاع پرداختند . اتابك زنگى نيز محاصره را هر چه سختتر نمود . جماعتى از كشيشان و راهبان به بلاد مسيحيان روم و فرنگ رفتند و از آنان براى نبرد با مسلمانان يارى خواستند و آنان را از استيلاى اتابك عماد الدين زنگى بر بعرين بترسانيدند و گفتند پس از بعرين نوبت بيت المقدس خواهد رسيد . اتابك زنگى از آن پس محاصرهء بعرين را شدت بخشيد تا ذخيرهء آذوقه در بعرين به پايان آمد و محاصره ، مردم را از پاى در آورد . مردم بعرين عاقبت امان خواستند و بر عهده گرفتند كه پنجاه هزار دينار تسليم او كنند . اتابك بپذيرفت و قلعه را بگرفت . اتابك زنگى پس از تصرف قلعهء بعرين ، خبر يافت كه سپاهيان روم و فرنگ به يارى
--> [ ( 1 ) ] متن : بغدوين