ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

330

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

كودك را كشتند و فرنگان را از شهر اخراج كردند . اين وقايع در سال 600 اتفاق افتاد . فرنگان در بيرون شهر مقام كردند و شهر را در محاصره گرفتند . روميان نزد فرمانرواى قونيه ، سلطان ركن الدين سليمان بن قلج ارسلان كس فرستادند و او را به يارى فراخواندند . در شهر هنوز قريب به سى هزار تن از فرنگان بودند . اينان به هنگامى كه روميان سرگرم قتال با فرنگان ديگر بودند ، فرصت به دست آورده شهر را آتش زدند و دروازه‌ها را گشودند . فرنگان به شهر در آمدند و كشتار و غارت را از حد درگذرانيدند . جمع كثيرى از روميان به كليساها پناه بردند و بزرگترين آنها كليساى صوفيا [ 1 ] بود . اما كليسا نيز آنان را سود نبخشيد . كشيشان و اسقفان ، در حالى كه انجيلها و صليبها بر سر دست گرفته بودند از كليساها بيرون آمدند ولى فرنگان همهء آنان را كشتند . آنگاه آن سه پادشاه را بر سر سلطنت روم خلاف افتاد . كار به قرعه زدن كشيد . چون قرعه زدند ، پادشاهى به نام كنت دوفلاندر درآمد . او به پادشاهى نشست . جزاير دريا چون جزيره اقريطش ( كرت ) و رودس و ديگر جزاير به نام دوك و نيز و بلاد شرقى خليج به ماركيز فرانسه تعلق گرفت . از اين سه ، آنكه صاحب قسطنطينيه شده بود به نوايى رسيد و ديگران چيزى حاصل ننمودند . مثلا يكى از سرداران روم به نام تئودورلاسكارى [ 2 ] بر ناحيهء شرقى خليج دست يافت و تا پايان حيات بر آن ناحيه فرمان مىراند . لاسكارى بعدها قسطنطينيه را از فرنگان بستد . و اللّه غالب على امره . خبر از دولت بنى ارتق و حكومت ايشان بر ماردين و ديار بكر و آغاز كار و سرانجام احوالشان ارتق پسر اكسك بود . ( بعضى مىگويند اكسب ولى اولى درست‌تر است . كلمه‌اى است اول آن همزه ، سپس دو كاف كه ميانشان سين ساكن قرار دارد . ) ارتق از مماليك سلطان ملكشاه بن الب ارسلان پادشاه سلجوقى بود و او را در دولت سلجوقى مقامى و الا بود . حلوان و متعلقات آن از اعمال عراق در عهدهء او بود . چون سلطان ملكشاه لشكر خود را به سردارى فخر الدولة بن جهير ، در سال 477 به محاصرهء ديار بكر فرستاد ، لشكر ديگرى به سردارى ارتق به يارى او روانه داشت . ارتق در اين جنگ شرف الدوله مسلم بن قريش را شكست داد و او را درآمد محاصره نمود . سپس در نهان با او به گفتگو پرداخت و مالى بستد و او خود را از محاصره برهانيد و به رقه رفت . پس ارتق از اين كار كه كرده بود بيمناك شد و به تاج الدوله تتش پيوست و همراه او به حلب رفت و اين به هنگامى بود كه سليمان بن قتلمش را هواى

--> [ ( 1 ) ] متن : سوميا . [ ( 2 ) ] متن : لشكرى .