ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

328

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

داد كه بسيج مصر كند و جز اسب و سلاح دويست هزار دينار نيز به او عطا كرد و فرمان او را بر لشكرها و خزاين و هر چه بدان نياز افتد جارى و نافذ ساخت . اسد الدين با شش هزار سپاهى عازم مصر شد و پيش از حركت نيازهاى سپاهيان را رفع نمود و هر سوارى را بيست دينار عطا كرد . جماعتى از امرا نيز در خدمت بودند عز الدين جورديك [ 1 ] و عز الدين قليج و شرف الدين بزغش [ 2 ] و عين الدولة الياروقى [ 3 ] و قطب الدين ينال بن حسان و صلاح الدين يوسف بن ايوب . و ايوب برادر شيركوه بود . اسد الدين شيركوه با اين لشكر راهى مصر شد . چون نزديك شد فرنگان به بلاد خود بازگشتند . او نيز در اواسط همان سال به قاهره در آمد . العاضد لدين اللّه او را خلعت داد و براى او و لشكريانش مقررى كرامندى معين نمود . چندى بعد شاور با اسد الدين ناسازگارى آغاز كرد و در اجراى شروط راه مماطله پوييد و با خود انديشيد كه بناگاه او را فرو گيرد و لشكريان او را براى دفع فرنگان به خدمت خود آرد . اسد الدين از نيت او آگاه شد و روزى صلاح الدين بن ايوب كه برادرزادهء او بود و عز الدين جورديك از موالى او نزد مقبرهء امام شافعى ، رضى اللّه عنه ، راه بر او گرفتند و كشتندش . محاصرهء فرنگان شهر دمياط را پس از قتل شاور ، العاضد لدين اللّه علوى امور دولت خويش به اسد الدين سپرد . چون اسد الدين از جهان رخت بربست ، صلاح الدين بر سراسر آن بلاد دست يافت . از بلاد مسلمانان هر چه در دست فرنگان بود بازپس گرفت . و ما در اخبار دولت او خواهيم آورد . و اللّه اعلم . چون اسد الدين شيركوه مصر را تصرف كرد ، فرنگان بيمناك شدند كه مبادا بر شهرهاى شام و بلاد ساحلى آن تعرض نمايد . اين بود كه به همكيشان و اقوام خود كه در صقليه و فرانسه بودند نامه نوشتند و از آنان براى تصرف مصر يارى خواستند جمعى از كشيشان و راهبان را نيز نزد ايشان فرستادند تا آنان را به جنگ عليه مسلمانان برانگيزند و وعده در دمياط نهادند بدين اميد كه دمياط را بگيرند و آن را براى تصرف باقى سرزمين مصر پايگاه سازند . پس همگان در دمياط گرد آمدند و در آغاز حكومت صلاح الدين چندى آن شهر را محاصره نمودند . صلاح الدين مردم و مدافعان دمياط را به لشكر و اموال يارى داد و خود نيز به تن خويش به دمياط آمد و از نور الدين محمود يارى خواست و او را بيم داد كه اگر دست به اقدام نزند زودا كه مصر از دست خواهد شد . نور الدين از يك سو به صلاح الدين يارى رسانيد و از ديگر سو خود لشكر آراست و در شام به بلاد فرنگان تعرض آغاز كرد و شهرها را ويران و تاراج نمود . فرنگان پس از پنجاه

--> [ ( 1 ) ] متن : خرديك . [ ( 2 ) ] متن : بخش . [ ( 3 ) ] متن : الباروقى .