ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
304
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
طرابلس بود . بر او عصيان كرد . بدان سبب كه فرنگان در آن نواحى دست به تجاوز زده بودند ، راه آذوقه بر قلعه بسته شده بود . او نزد طغتكين كس فرستاد و اظهار فرمانبردارى كرد . او نيز اسرائيل يكى از ياران خود را فرستاد تا قلعه را از او بستاند . غلام ابن عمار از قلعه فرود آمد ولى در ازدحام مردم اسرائيل تيرى بر او زد و به قتلش آورد ، از بيم آنكه مباد اتابك را از آنچه در قلعه بر جاى نهاده آگاه سازد . طغتكين به قلعه آمد تا در اعمال غلام خود نظر كند . برف او را از راه باز داشت . چون هوا مساعد شد با چهار هزار سوار بيامد و چند قلعه از آن فرنگان را بگشود . يكى از آنها حصن اكمه بود . سردانى فرنگى ، طرابلس را محاصره نمود . طغتكين به جنگ او لشكر برد . چون جنگ در گرفت طغتكين شكست خورد و با ياران خود به حمص گريخت . سردانى غزيه را به امان بگرفت . طغتكين به دمشق رفت . بالدوين از قدس پيام داد كه صلحى كه ميانشان منعقد شده همچنان بر جاى بماند . اين واقعه در ماه شعبان سال 502 اتفاق افتاد . استيلاى فرنگان بر طرابلس و بيروت و صيدا و جبيل و بانياس چون طرابلس از دست فخر الملك بن عمار به دست فرمانرواى مصر افتاد ، از سوى مصر نايبى بر آن گماردند . فرنگان آن را محاصره كردند . فرمانده فرنگان سردانى ، پسر خواهر ريموند سنژيلى ، بود . در ماه شعبان سال 503 سپاهى از راه دريا به سردارى ، سردارى بزرگ به نام ريموند پسر سنژيلى با كشتيهايى پر از مردان جنگجو و سلاح و آذوقه به طرابلس آمد . پيش از او سردانى پسر خواهر ريموند سنژيلى به محاصرهء آن فرود آمده بود - البته سردانى پسر خواهر اين سنژيلى نيست او سنژيلى ديگرى است - و ميان او سردانى نبرد و فتنه بالا گرفت . تانكرد صاحب انطاكيه به يارى سردانى آمد . سپس بالدوين پادشاه قدس آمد و ميانشان صلح افكند . اينان طرابلس را محاصره كردند و در اطراف آن برجها برآوردند و محاصره را شدت بخشيدند . در شهر آذوقه به پايان آمده بود زيرا كشتيهاى آذوقه از مصر دير رسيده بود . سپس با آن برجها به شهر حمله كردند و شهر را به جنگ گرفتند . اين واقعه روز يازدهم ماه ذو الحجهء سال 503 اتفاق افتاد . فرنگان مردم شهر را كشتار و شهر را تاراج كردند . نايب مصريان كه چند شب پيش از تسخير شهر از فرنگان امان خواسته بود ، با يارانش به دمشق رفت چون فرنگان از كار طرابلس فراغت يافتند . تانكرد ، صاحب انطاكيه ، به بانياس رفت و آنجا را محاصره نمود و بگشود و مردمش را امان داد و بر شهر جبيل فرود آمد . فخر الملك بن عمار در جبيل بود . مردم جبيل از تانكرد امان خواستند و او شهر را به امان بگرفت . ابن عمار به شيزر رفت . فرمانرواى شيزر ، امير سلطان بن على بن منقذ الكنانى او را گرامى داشت . ابن عمار از شيزر به دمشق رفت . طغتكين نيز به اكرامش فرود آورد و زبدانى را به او