ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
299
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
نبرد فرنگان با سپاهيان مصر الافضل وزير صاحب مصر در سال 498 پسر خود شرف المعالى را با لشكرى به رمله فرستاد و او رمله را تصرف كرد و فرنگان را فرو كوبيد . سپس ميان گروههاى لشكر خلاف افتاد و هر يك مدعى بود كه او رمله را فتح كرده است و اين خلاف نزديك بود به جنگ كشد . در اين حال فرنگان حمله آوردند و شرف المعالى بناچار به مصر باز گرديد . الافضل پسر ديگر خود سناء الملك حسين را با لشكرى به جاى او فرستاد . جمال الملك [ 1 ] فرمانرواى عسقلان نيز با او همراه شد . اينان از طغتكين اتابك دمشق نيز يارى خواستند او نيز صباوه از امراى سلجوقيان را به ياريشان فرستاد . بالدوين صاحب قدس و عكا با لشكر خود به نبرد آمد و جنگى سخت درگرفت و از دو جانب بسيارى كشته شدند و جمال الملك نايب عسقلان نيز به شهادت رسيد و دو لشكر از هم جدا شدند و هر يك به شهر خود باز گرديد . در اين جنگ جماعتى از مسلمانان ، از جمله بكتاش بن تتش در لشكر فرنگان مىجنگيدند . بكتاش رنجيده شده به فرنگان پيوسته بود ، زيرا طغتكين به برادرزادهء او دقاق گرايش يافته بود و در حالى كه او كودكى بيش نبود او را به پادشاهى برگزيده بود . از اين رو بكتاش نزد فرنگان رفته بود . و اللّه سبحانه و تعالى ولى التوفيق بمنه . نبرد فرنگان با طغتكين يكى از كنتهاى بزرگ فرنگان در نزديكى دمشق بود و بسا به دمشق حمله مىكرد و با سپاهى كه در دمشق بود به جنگ مىپرداخت . طغتكين لشكر به جنگ او برد . بالدوين پادشاه قدس آمد تا او را در برابر مسلمانان يارى دهد ولى كنت بزرگ كه به نيرو و كفايت خويش مغرور بود او را باز گردانيد . بالدوين به عكا بازگشت . چون ميان كنت و طغتكين نبرد درگرفت ، طغتكين آنان را به دژى كه پايگاهشان بود واپس راند . آنگاه دژ را ويران كرد و سنگهايش را به رودخانه ريخت و همهء مدافعان آن را اسير كرد و ديگران را بكشت و به دمشق باز گرديد و پس از يك هفته به رفنيه از دژهاى شام لشكر برد . برادرزادهء ريموند سنژيلى در آنجا بود . طغتكين دژ را بگرفت و مدافعانش را بكشت . استيلاى فرنگان بر حصن افاميه خلف بن ملاعب الكلابى بر حمص غلبه يافته بود و راهزنى مىكرد . تتش بن الب ارسلان حمص را از او بستد و خلف را دست روزگار به مصر انداخت .
--> [ ( 1 ) ] متن : جمال الدين .