ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

296

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

از قدس به مقابله آمد . مسلمانان او را منهزم نمودند . او خود را به رمله انداخت و مسلمانان در پى او بودند و رمله را محاصره كردند او به يافا گريخت . مسلمانان شمار كثيرى از فرنگان را كشتند و اسير كردند . و اللّه تعالى ولى التوفيق . محاصرهء فرنگان عسقلان را و جنگهايشان با سپاهيان مصر چون فرنگان در عسقلان طمع كردند و در شام كارشان بالا گرفت ، الافضل امير الجيوش در سال 496 سپاهيان خود را از مصر به نبرد ايشان آورد . سعد الدولة الطواشى [ 1 ] از موالى پدرش فرمانده اين سپاه بود . بالدوين ، پادشاه قدس ، با لشكر خود بيامد و ميان رمله و يافا با اين لشكر روبرو شد و آن را در هم شكست . سعد الدوله نيز از اسب فرو افتاد و بمرد . فرنگان بر لشكرگاه او تسلط يافتند . آنگاه الافضل پسر خود شرف المعالى را با جمع كثيرى بفرستاد . سپاهيان او در يازور [ 2 ] نزديكى رمله فرود آمدند و جنگ آغاز كردند . فرنگان شكست خوردند و خلق بسيارى كشته شدند جمعى از اعيانشان به يكى از دژها پناه بردند . شرف المعالى آنان را پانزده روز محاصره نمود تا دژ را بگرفت و هر كه بود بكشت يا اسير كرد . بالدوين به يافا گريخت و از آنجا به قدس رفت . در قدس با جماعتى كه به زيارت آمده بودند برخورد كرد و آنان را به جنگ فرا خواند . اين گروه به آهنگ نبرد با مسلمانان به عسقلان آمدند . شرف المعالى در عسقلان بود . چون پيروزيى به دست نياوردند بازگشتند . شرف المعالى نزد پدر بازگشت ، آنگاه از راه خشكى ، سپاهى به سردارى مردى به نام تاج العجم كه از موالى پدرش بود گسيل داشت و سپاهى از راه دريا به سردارى مردى به نام قاضى ابن قادوس [ 3 ] . لشكر ابن قادوس به يافا فرود آمد و تاج العجم به عسقلان . ابن قادوس تاج العجم را فرا خواند كه با لشكر خود به او پيوندد . او سر برتافت . الافضل چون از سرپيچى تاج العجم خبر يافت كسى را فرستاد تا او را بگرفت و دربند كرد و فرماندهى سپاه و امارت عسقلان را به يكى ديگر از موالى خود به نام جمال الملك سپرد . آن سال به پايان آمد در حالى كه جز عسقلان سراسر بيت المقدس در دست فرنگان بود . همچنين يافا و ارسوف و قيساريه و حيفا و طبريه و اردن و لاذقيه و انطاكيه از بلاد شام و رها و سروج از بلاد جزيره در دست ايشان بود و ريموند سن‌ژيلى [ 4 ] ، فخر الملك بن عمار را در طرابلس محاصره كرده بود ، فخر الملك نيز جماعتى از ناوگان خود را به غارت و تاراج بلاد فرنگان به هر ناحيه روان داشته بود تا آذوقه به فرنگان كم رسد شايد آنان دست از محاصره بردارند .

--> [ ( 1 ) ] متن : قواسى . [ ( 2 ) ] متن : بازور . [ ( 3 ) ] متن : دقاوس . [ ( 4 ) ] متن : صنجيل