ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
286
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
و كسانى را كه با او موافق بودند ملامت نمود . قاضى الفاضل بيسانى از مصر براى او نامه نوشت و او را از نپذيرفتن صلح سرزنش كرد . همچنين زين الدين يوسف بن زين الدين صاحب اربل با برادر خود مظفر الدين كوكبرى بيامدند . صلاح الدين آنان را اكرام و استقبال كرد و با جمع كثيرى كه همراه ايشان بود در جانب شرقى موصل فرود آمد و على بن احمد المشطوب هكارى را به قلعه جديده [ 1 ] از بلاد هكاريه فرستاد و او آن قلعه را محاصره كرد . كردان بر او گرد آمدند و او همچنان قلعه را در محاصره داشت تا صلاح الدين از موصل برفت . صلاح الدين براى محاصرهء آن قلعه مدتى درنگ كرده بود . در آن هنگام كه صلاح الدين موصل را محاصره كرده بود . به اتابك عز الدين صاحب موصل خبر رسيد كه نايب او در قلعهء [ زلفندار ] با صلاح الدين مكاتبه دارد . عز الدين او را از صعود به قلعه منع كرد و بار ديگر به رأى مجاهد الدين گراييد و او را براى قرارداد صلح فرستاد . او نيز سعى وافر مبذول داشت تا آن قرار به انجام رسانيد و صلاح الدين به سوى ميافارقين در حركت آمد . وفات شاه ارمن سكمان و حكومت بكتمر از موالى پدرش شاه ارمن سكمان بن ابراهيم بن سكمان قطبى صاحب خلاط در سال 581 [ 2 ] وفات كرد . بكتمر از موالى پدرش در ميافارقين بود . چون بشنيد شتابان با مماليكى كه همراهش بودند به خلاط بازگشتند و بر پايتخت بنى سكمان مستولى شدند . بكتمر ، اسد الدين برنقش را امارت ميافارقين داد . او از موالى شاه ارمن بود . شمس الدين پهلوان بن ايلدگز صاحب آذربايجان و همدان دختر خود را به شاه ارمن داده بود به طمع آنكه خلاط را در تصرف آرد . چون شاه ارمن بمرد سپاه شمس الدين پهلوان به سوى خلاط روان شد . چون مردم خلاط از حركت لشكر او خبر يافتند به صلاح الدين نامه نوشتند و او را به يارى خود فراخواندند تا شهر را به او تسليم كنند بلكه ميان او و پهلوان نبرد افتد و هر يك ديگرى را فرو كوبد و آخر الامر شهر به دست آنان باقى ماند . صلاح الدين به سوى خلاط لشكر راند و بر مقدمه پسر عم خود ناصر الدين محمد بن شيركوه و مظفر الدين بن زين الدين كوكبرى و ديگران را بفرستاد . اينان در نزديكى خلاط فرود آمدند و از دو طرف رسولان ميان شمس الدين و مردم خلاط و صلاح الدين و مردم خلاط به آمد و شد آمدند و هر دو گروه را به نوعى پاسخ مىدادند و دفع الوقت مىكردند . در اين احوال خبر مرگ قطب الدين صاحب ماردين به صلاح الدين رسيد . پس از قطب الدين كودكى خردسال را به جاى او نشانده بودند و زمام كارهايش به دست اسد الدين بر نقش بود . صلاح الدين برفت و شهر را محاصره
--> [ ( 1 ) ] متن : جزيره . [ ( 2 ) ] متن : 576 .