ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
273
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
بكشت . سپس ياران محمود به فرمان درآمدند و شهر قيساريه را به قطب الدين سپردند ولى قطب الدين پس از اين واقعه هلاك شد . استيلاى ركن الدين سليمان بن قلج ارسلان بر قونيه و بيشتر روم و فرار غياث الدين چون قلج ارسلان درگذشت پسرش غياث الدين كيخسرو در قونيه به جايش نشست . ديگر پسران به همان وضع هر يك در ولايت خود بودند . يكى از آنان ، قطب الدين ، پس از آنكه برادر خود محمود را كشت قيساريه را تصرف كرد . چون قطب الدين پس از اين واقعه بمرد ، ركن الدين سليمان ، صاحب توقات به قصد تسخير ميراث پدر از بلاد روم ، در حركت آمد . نخست به سيواس و آقسرا و قيساريه ، اعمال قطب الدين لشكر برد ، آنگاه به قونيه رفت و غياث الدين كيخسرو را به محاصره انداخت و قونيه را بگرفت . غياث الدين - چنان كه خواهيم گفت - به شام رفت . آنگاه ركن الدين سليمان بن نكسار و اماسيا لشكر برد و آن دو شهر را نيز بگرفت و در سال 597 لشكر به ملطيه برد و ملطيه را از معز الدين قيصر شاه - برادر ديگر خود - بستد . معز الدين به الملك العادل ابو بكر بن ايوب پيوست . سپس لشكر به ارزن الروم كشيد . و آن بلاد از آن پسر ملك محمد بن صلتق [ 1 ] بود ، از خاندانهاى كهن . چون ركن الدين سليمان به شهر نزديك شد فرمانرواى آن بيرون آمد تا با او عقد صلح بندد . ركن الدين او را بگرفت و در بند كرد و شهر را بستد پس متصرفات ديگر برادران همه در تصرف آورد ، جز انفره كه شهرى استوار بود . ركن الدين سه روز شهر را محاصره نمود . سپس توطئهاى انگيخت تا برادرش را كشتند و او شهر را در تصرف گرفت اين وقعه در سال 601 اتفاق افتاد . سليمان خود نيز پس از اين حوادث بمرد . و اللّه تعالى اعلم . وفات ركن الدين سليمان و حكومت پسرش قلج ارسلان بن سليمان چون ركن الدين سليمان بن قلج ارسلان در اوايل ذو القعدهء سال 601 بمرد پسرش قلج ارسلان بن سليمان به جايش نشست ولى پادشاهيش دير نپاييد . ركن الدين پادشاهى دورانديش و نسبت به دشمنان سختگير بود ولى مىگفتند كه به مذهب فلاسفه گرايش دارد . استيلاى غياث الدين كيخسرو بر بلاد روم غياث الدين كيخسرو بن قلج ارسلان ، چون برادرش ركن الدين سليمان قونيه را از او بستد به حلب گريخت . الملك الظاهر غازى بن صلاح الدين فرمانرواى حلب بود . غياث الدين
--> [ ( 1 ) ] متن : حليق .