ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
249
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
جنگ ميان طغتكين و فرنگان يكى از فرمانروايان فرنگ در دو منزلى دمشق بود آهنگ حمله به دمشق نمود . طغتكين لشكر گرد آورد و به جنگ او رفت . بالدوين [ 1 ] ملك قدس و عكا به يارى او رفت آن فرمانروا چنان وانمود كه نيازى به يارى ايشان ندارد و بالدوين به عكا برگشت . آنگاه طغتكين با آن فرمانروا جنگيد و او را منهزم ساخت و در قلعهاش محاصره نمود تا قلعه را به جنگ بستد و با غنايم بسيار باز گرديد . سپس به دژ رفنيه [ 2 ] از دژهاى شام لشكر برد . فرنگان آن را در تصرف گرفته بودند و پسر خواهر سنژيلى [ 3 ] كه خود در طرابلس بود در دژ رفنيه بود . طغتكين دژ رفنيه محاصره نمود و در تصرف آورد و ساكنانش را كه از فرنگان بودند به قتل رسانيد و دژ را ويران كرد . و اللّه اعلم . حركت رضوات فرمانرواى حلب بر محاصرهء نصيبين در سال 499 رضوان پسر تتش صاحب حلب به عزم نبرد با فرنگان لشكر آراست و اميران را از اطراف فراخواند . ايلغازى بن ارتق كه شحنهء بغداد بود و اسپهبد [ 4 ] صباوه [ 5 ] و البى پسر ارسلان تاش [ 6 ] صاحب سنجار [ 7 ] - داماد جكرمش فرمانرواى موصل - بيامدند . ايلغازى اشارت كرد كه به بلاد جكرمش روند ، و گفت كه آنجا از حيث لشكر و مال غنيتر از جاى ديگر است . البى موافقت كرد پس در ماه رمضان سال 499 رفتند و نصيبين را محاصره كردند . در نصيبين دو تن از اميران از جانب جكرمش دفاع مىكردند . نبردى سخت درگرفت . البى بن ارسلان تاش را تيرى بر پيكر آمد و مجروح شده به سنجار گريخت . مردم سواد به موصل رفتند و سپاه جكرمش در بيرون شهر آمادهء نبرد بود . جكرمش به اعيان لشكر رضوان نامه نوشت و آنان را عليه او برانگيخت و از ديگر سو ياران خود را نزد ملك رضوان فرستاد و در عين احتراز از او اظهار طاعت كرد و پيشنهاد صلح نمود و گفت اگر ايلغازى را بگيرد و در بند كند از يارى او باز نخواهد نشست . ملك رضوان اين پيشنهاد بپذيرفت و ايلغازى را پيام داد كه مصلحت در اين است كه با جكرمش صلح كنيم تا ما را در غز و فرنگان يارى رساند و رشتهء اتحاد مسلمانان گسسته نگردد . ايلغازى در پاسخ ، او را از انجام چنين تصميمى منع نمود . رضوان دستور داد ايلغازى را دستگير كنند . تركمانانى كه با او يار بودند ، به هم برآمدند و به باروى شهر هجوم آوردند و با رضوان به نبرد پرداختند . رضوان ايلغازى را به نصيبين فرستاد سپاهيانى كه در نصيبين بودند به يارى ايلغازى بيرون آمدند . تركمانان ياران
--> [ ( 1 ) ] متن : معرون . [ ( 2 ) ] متن : رمسه . [ ( 3 ) ] متن : سميل . [ ( 4 ) ] متن : اصفهان . [ ( 5 ) ] متن : صياور . [ ( 6 ) ] متن : ماش . [ ( 7 ) ] متن : سنجر .