ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
216
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
شروان نيز جاى گرفته بود . آنان شهر ارجيش را از بلاد ارمينيه گرفتند و نيز شهر قرس [ 1 ] و شهرهاى ديگر و خلاط را نيز كه كرسى مملكت بود محاصره نمودند در اين نبرد بود كه ايوانى سردار لشكر گرج به اسارت افتاد . گرجيان فديهء آزادى او محاصره را رها كرده برفتند . البته بدان شرط كه مردم قلعه كليسايى بسازند [ و در آن ناقوس زنند ] . گرجيان همچنين ركن الدين بن قلج [ 2 ] ارسلان صاحب قونيه را شكست دادند و اين به هنگامى كه لشكر برسد برادرش طغرل شاه بن قليج ارسلان كشيده بود و طغرل شاه از گرجيان يارى خواسته بود و آنان به ياريش آمدن بودند . در اين جنگ سپاه ركن الدين درهم شكست . گرجيان در سراسر آذربايجان رخنه كرده بودند و هر روز در جايى فسادى مىانگيختند . از روزگار فرمانروايى ايرانيان ، پيش از اسلام تفليس از ثغور مهم بوده است . در سال 515 در ايام حكومت محمد [ 3 ] بن محمود بن ملكشاه سلجوقى به تصرف گرجيان درآمد . و با آنكه دولت سلجوقى در اوج قدرت خود بود و او را كشورى پهناور و لشكرى عظيم بود نتوانست آن را باز پس ستاند . بدان هنگام نيز كه ايلدگز بلاد جبل و رى و آذربايجان و اران و ارمينيه و خلاط و بلاد مجاور آن را در تصرف داشت و پس از او پسرش محمد جهان پهلوان بر آن بلاد فرمان راند هيچيك را ياراى برافكندن گرجيان نبود . تا آنگاه كه سلطان جلال الدين به آذربايجان آمد و لشكر بر سر گرجيان كشيد و در سال 622 آنان را در هم شكست و چون كارى مهم پيش افتاده بود - و ما بدان اشارت كرديم - به تبريز بازگشت . او گروهى از لشكر خود را به سردارى برادرش غياث الدين و وزيرش شرف الملك در آنجا نهاده بود . چون آن مهم به انجام رسيد بار ديگر شتابان از تبريز به صوب بلاد گرج در حركت آمد . گرجيان نيز لشكر بسيج كرده بودند و قفچاق و لكز را نيز به يارى خوانده بودند . چون دو سپاه روبرو شدند گرج منهزم شد و مسلمانان از هر سوى تيغ در آنان نهادند و همگان را نابود كردند . در ماه ربيع الاول سال 623 جلال الدين آهنگ تفليس نمود و در آن نزديكى فرود آمد . روزى براى بررسى وضع باروها و ترتيب جنگگاهها - سوار شد و در اطراف شهر جماعتى از لشكريان خود را در كمين نشاند و خود با اندكى به شهر نزديك شد گرجيان به طمع اسارت او بيرون جستند ، سلطان باز پس گراييد تا آنان به ميان گروههايى كه در كمين بودند ، رسيدند بناگاه كمينداران بيرون جستند و سپاهيان تفليس به شهر گريختند و كمينداران از پى ايشان بودند . از درون شهر مسلمانان به نام اسلام و جلال الدين بانگ برداشتند . گرجيان در دست ايشان افتادند و شهر به تصرف درآمد و هر كه در آنجا بود جز آنان را كه به اسلام روى مىآوردند كشتند و شهر را تاراج كردند و غنايم بسيار به دست آوردند و خلق كثيرى از زن و مرد را برده ساختند و اين يكى از بزرگترين فتوحات او بود . اين بود بيان ابن اثير در باب فتح تفليس .
--> [ ( 1 ) ] متن : فارس . [ ( 2 ) ] متن : ركن الدين فليحا ارسلان . [ ( 3 ) ] محمود .