ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

198

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

اجساد كشتگان تلهاى عظيم پديد آمده بود . رؤساى شهر بنى حمزه ، از آن وقت كه خوارزمشاه تكش شهر را تصرف كرده بود در آنجا بودند . اختيار الدين زنگى بن محمد بن عمر بن حمزه و بنى اعمامش به شهر بازگشتند و آنجا را در ضبط آوردند . چنگيز خان پسر خود [ تولى ] را به تسخير مرو فرستاد و مردم شهرهايى را كه تصرف كرده بود ، چون بلخ و ديگر شهرها ، همراه لشكر او كرد . همهء كسانى كه از شهرهاى ديگر جان به در برده بودند به مرو آمده بودند و در آنجا بيش از دويست هزار تن سپاهى گرد آمده بودند . مردم شهر در بيرون شهر لشكرگاه زدند . آنان يقين داشتند كه بر لشكريان مغول پيروز خواهند شد . و چون جنگ در پيوستند مغولان نيك پايدارى نمودند ، آن سان كه نمىپنداشتند . عاقبت شكست خورده به شهر گريختند . مغولان بسيارى را كشتند و شهر را محاصره كردند . محاصره پنج روز مدت گرفت . پسر چنگيز نزد فرمانرواى شهر كس فرستاد و او را به مصالحه فراخواند تا از آنجا بروند . او نيز امان خواست و بيرون آمد . نخست اكرامش كرد و از او خواست كه لشكريان خود را نيز حاضر آورد تا صداقت خود را بيشتر آشكار دارد . چون بيامدند فرمان داد همه را اسير كردند . آنگاه از او خواست كه رؤساى شهر و تجار و صنعتگران را از هر طبقه كه هستند به بيرون شهر فراخواند . همهء مردم شهر بيرون آمدند . او خود بر تختى زرين نشسته بود ، نخست فرمان داد سپاهيانى را كه اسير كرده بودند حاضر آورند و همه را گردن زنند . آنگاه مردم را از مرد و زن و كودك ميان لشكريانش تقسيم كرد . آنگاه توانگران را به شكنجه كشيدند تا جاى اموال خود را نشان دهند . بسيارى كه ديگر مالى نداشتند زير شكنجه مردند . سپس شهر را آتش زدند و مقبرهء سلطان سنجر را خراب كردند و به آتش كشيدند . روز چهارم همهء مردم شهر را كشتند . گويند هفتصد هزار نفر بودند . مغولان پس از كشتار مرو روانهء نيشابور شدند . نيشابور را پنج روز در محاصره گرفتند . سپس شهر را تصرف كردند و در آنجا نيز مانند مرو كشتار و غارت كردند . حتى آنچه در نيشابور كردند شديدتر از مرو بود . آنگاه لشكر مغول به طوس رفت . آنجا را نيز چون مرو و نيشابور ويران كردند . حتى مشهد على بن موسى الرضا ( ع ) را خراب نمودند . پس به هرات رفتند . هرات يكى از استوارترين شهرها بود . محاصرهء آن ده روز طول كشيد ولى چون آن را گشودند مردمش را امان دادند و شحنه‌اى بر آن گماشتند و از پى جلال الدين پسر سلطان محمد خوارزمشاه رفتند . چون مغولان دور شدند ، مردم شهر بشوريدند و شحنه را كشتند . مغولان چون باز آمدند ، شهر را قتل عام كردند و ويران نمودند و در آتش بسوختند و همه نواحى آن را تاراج كردند و نزد چنگيز خان كه در طالقان بود بازگشتند . چنگيز خان از اينجا به شهرهاى خراسان لشكر مىفرستاد تا سراسر آن ويران گرديد . همهء