ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

170

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

پادشاهى محمد خوارزمشاه خوارزمشاه تكش بن ايل ارسلان [ 1 ] بن اتسز بن محمد بن انوشتكين فرمانرواى خوارزم پس از آنكه بر بسيارى از بلاد خراسان و رى و همدان و جبل دست يافت ، به هنگامى كه از خوارزم به نيشابور مىرفت ، در ماه رمضان سال 596 جهان را بدرود گفت . چون بيماريش شدت يافت نزد فرزندش محمد پيام فرستاد و او را از حال خود بياگاهانيد و به بالين خويش فرا خواند . محمد پس از مرگ او برسيد . ياران تكش با او به پادشاهى بيعت كردند و چون پدرش او را نيز علاء الدين لقب دادند . محمد پيكر پدر را به خوارزم انتقال داد و در مدرسه‌اى كه آنجا بنا كرده بود به خاك سپرد . علاء الدين تكش پادشاهى عادل و آگاه از اصول و فقه مذهب حنفى بود . چون تكش از دنيا رفت پسر ديگرش على شاه در اصفهان بود . برادرش محمد او را فرا خواند . چون از اصفهان بيرون آمد . مردم اصفهان خزاين و بار و بنه‌اش را تاراج كردند . خوارزمشاه علاء الدين محمد او را امارت خراسان داد . هندوخان پسر برادرشان ناصر الدين ملكشاه در نيشابور بود . جدش تكش بعد از پدر او را در آن مقام ابقا كرده بود . هندوخان به سبب عداوتى كه ميان عمش علاء الدين محمد و پدرش ملكشاه بود ، از او سخت بيمناك بود . از اين رو پس از مرگ جدش تكش بسيارى از اموال و خزاين او را غارت كرد و به مرو رفت . چون خبر مرگ تكش به غياث الدين پادشاه غور رسيد با آنكه ميانشان عداوت بود به عزا نشست و از او تجليل كرد . هندوخان لشكرى گرد آورد و به خراسان راند . علاء الدين محمد بن تكش لشكرى به سردارى جقر [ 2 ] ترك به مقابله‌اش فرستاد . هندوخان از رويارويى با اين سپاه بترسيد و نزد غياث الدين غورى رفت و از او يارى طلبيد . غياث الدين نيز اكرامش

--> [ ( 1 ) ] متن : الب ارسلان . [ ( 2 ) ] متن : جنقر .