ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
164
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
چون دو لشكر بر هم زدند ، سلطان شاه منهزم شد و بسيارى از لشكريانش اسير شدند چنان كه فقط با بيست سوار به مرو داخل شد . سپس بقاياى لشكرش نيز رسيدند . چون تكش از شكست برادر خبر يافت از خوارزم در حركت آمد كه راه بر او ببندد . و گروهى را به كنار جيحون فرستاد تا نگذارند از آب گذشته خود را به ختا رساند . سلطان شاه كه اين خبر شنيد از راه جيحون بازگشت و آهنگ غياث الدين نمود . چون سلطان شاه از آن سو مأيوس شد نزد غياث الدين بازگشت . غياث الدين از او استقبال كرد و او را در خانهء خود فرود آورد و ياران و همراهان او را نيز در نزد همگنانشان از دولتمردان خويش جاى داد . سلطان شاه در نزد غياث الدين بود تا زمستان به پايان آمد . در اين احوال نامهء علاء الدين تكش به غياث الدين رسيد و از او خواست كه برادرش را نزد او فرستد و اعمال زشت او را كه در بلاد رى مرتكب شده بود يك يك برشمرد . همچنين نامهء تهديد آميزى به نايب غياث الدين در هرات نوشت . چون غياث الدين بشنيد به خشم آمد و به خوارزمشاه نوشت كه او را پناه داده است و بهتر آن است كه حقى را كه از پدر به او به ارث رسيده است تسليمش كند . غياث الدين در پايان پيام داد كه بايد در خوارزم به نام من خطبه بخوانى و خواهرت را به ازدواج برادرم شهاب الدين درآورى . علاء الدين اتسز خوارزمشاه از اين پيام سخت برآشفت و نامهاى همه وعيد و تهديد بفرستاد و گفت اينكه لشكرها را به سوى بلاد او در حركت خواهد آورد . غياث الدين نيز لشكرى بسيج كرد و به سردارى پسر خواهر خود الب غازى [ 1 ] و صاحب سيستان همراه با سلطان شاه روانهء خوارزم نمود . و نيز به مؤيد اىآبه [ 2 ] فرمانرواى نيشابور نوشت و از او يارى خواست ميان آن دو مصاهرت بود يعنى دختر غياث الدين زوجهء طغان شاه پسر مؤيد بود . مؤيد لشكر خود را در خارج شهر نيشابور گرد آورد . خوارزمشاه به قصد مصاف با برادر خود غوريا در حركت آمد . چون در راه از بسيج اىابه مؤيد خبر يافت به خوارزم باز گرديد و اموال و ذخاير خود برگرفت و به آهنگ ختا از جيحون گذشت و خوارزم را ترك گفت . چون خوارزميان چنان ديدند ، اعيان شهر نزد سلطان شاه و الب غازى [ 3 ] كس فرستادند و اطاعت خويش ابراز داشتند و خواستند كه كسى را بر آنان والى گردانند . سلطان شاه در آخر ماه رمضان سال 589 بمرد و الب غازى با ياران سلطان شاه نزد دايى خود غياث الدين باز گرديد . غياث الدين آنان را به خدمت گرفت و براى ايشان اقطاعاتى معين كرد .
--> [ ( 1 ) ] متن : ابو غازى . [ ( 2 ) ] متن : مؤيد ابيه . [ ( 3 ) ] البوغازى .