ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
142
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
مىخواستيد مىتوانستيد آنان را از اعمالشان منع كنيد . همچنين جمعى از اهل فساد را بكشت . آنگاه به ويران كردن شهر پرداخت و بسيارى از مساجد و مدارس و كتابخانهها را ويران نمود يا آتش زد و تاراج كرد . مؤيد اىابه به شادياخ نقل كرد و با روى آن تعمير كرد و شهر را استوارى بخشيد و مسكون ساخت و نيشابور را به كلى خراب كرد . شادياخ را عبد اللّه بن طاهر به هنگام حكومتش در خراسان پى افگنده بود . او خود و سپاهيانش دور از مردم نيشابور در آنجا مىزيستند تا لشكرش مردم را زحمت ندهند . شادياخ بعدها ويران شد و الب ارسلان بار ديگر آن را بنا نمود . بار ديگر نيز ويران شد و اينك مؤيد آن را از نو مىساخت . در سال 556 ، در ماه جمادى الآخر سلطان محمود بن محمد خان خواهرزادهء سلطان سنجر همراه با لشكر غز به نيشابور آمد . محمود بن محمد در اين ايام پادشاه خراسان بود . اينان مؤيد را به مدت دو ماه در شادياخ محاصره كردند . در اين اثنا محمود ، بدين عنوان كه به حمام مىرود به شهرستان داخل شد و از غزان بگريخت . غزان تا پايان شوال در آنجا ماندند . سپس بازگشتند و بلاد خراسان از جمله طوس را غارت نمودند . چون محمود به نيشابور در آمد ، مؤيد آىابه او را تا ماه رمضان سال 557 مهلت داد . سپس او را بگرفت و چشمانش را ميل كشيد و هر چه ذخاير با او بود همه را بستد و او را به زندان كرد . پسرش جلال الدين محمد را نيز با او در زندان نگاه داشت و هر دو در زندان هلاك شدند از آن پس مؤيد به نام خود خطبه خواند و نام خود را بعد از نام مستنجد آورد . در سال 559 مؤيد به شارستان در نزديك نيشابور لشكر راند و آنجا را در محاصره گرفت تا در ماه شعبان سر به فرمان او نهادند . لشكريانش دست به تاراج شهر گشودند . پس از چندى لشكريانش را از تاراج شهر بازداشت . و اللّه اعلم . فتح كردن مؤيد طوس و ديگر شهرها را در سال 557 مؤيد آىابه به قلعهء وسكره خوى از نواحى طوس لشكر برد . ابو بكر جاندار صاحب آن قلعه بود . مؤيد يك ماه قلعه را محاصره نمود . مردم طوس نيز او را يارى كردند ، زيرا ابو بكر مردى بد سيرت بود . چون ابو بكر سخت در تنگنا افتاد ، امان خواست و از قلعه فرود آمد . مؤيد او را به حبس فرستاد . مؤيد پس از آن به كرستان [ 1 ] لشكر برد . فرمانرواى آن ابو بكر فاخر بود . او نيز سر به فرمان نهاد . آنگاه لشكر به اسفراين برد . رئيس اسفراين عبد الرحمان بن محمد بن على بود . مؤيد او را در قلعه محاصره نمود و از دژ فرود آورد . چون تسليم شد بند
--> [ ( 1 ) ] متن : كرمان .