ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

118

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

و او را اجازت داد كه رى را در تصرف آورد و لشكر خويش در آنجا بدارد تا اگر نيازى افتاد او را به يارى فرا خواند . والى رى كه عباس نام داشت به بغداد رفت و پيام بگزارد و سلطان به امتثال فرمان عمش به رى آمد . ابن اثير گويد : گويند كه بلاد تركستان عبارت است از كاشغر و بلاساغون [ ( 1 ) ] و ختن [ ( 2 ) ] و طراز و جز آنها از سرزمينهايى كه در آن سوى نهر واقع شده‌اند . اين سرزمينها در دست ملوك خانيه بود . ملوك خانيه مسلمان بودند و از نسل افراسياب [ ( 3 ) ] پادشاه معروف ترك - و ما اخبار او را به هنگام ذكر اخبار ملوك كيانى آورديم - جد نخستين ايشان ستوك [ ( 4 ) ] قراخان اسلام آورد . او در خواب ديده بود كه مردى از آسمان فرود آمد و به زبان تركى عبارتى گفت به اين معنى : اسلام بياور تا در دنيا و آخرت در امان مانى . ستوك در خواب اسلام آورد و چون بيدار شد اسلام آوردن خويش تجديد كرد . چون ستوك از دنيا رفت پسرش موسى به جايش نشست و پادشاهى همچنان در اعقاب او بماند تا به ارسلان خان محمد بن سليمان بن داود بغراخان [ 5 ] بن ابراهيم ملقب به طمغاج [ 6 ] خان - بن ايلك ملقب به نصر ارسلان بن على بن موسى بن ستوك رسيد . ارسلان خان ، بر قدر خان [ 7 ] خروج كرد ولى قدرخان بر او فائق آمد و ملك از او بستد و سنجر قدرخان را كشت و بار ديگر ملك او به دو باز گردانيد . در لشكر او جماعتى از تركان بودند كه آنان را تركان قارغلى مىگفتند و گروهى بودند به نام تركان غز و اينان بودند كه به خراسان - چنان كه خواهيم گفت - حمله كردند . غزان نيز دو طايفه بودند . طايفه‌اى را اجق [ 8 ] مىگفتند اميرانيان طوطى بن دادبك [ 9 ] بود و طايفه‌اى را برق مىخواندند و امير اينان قرعوت [ 10 ] بن عبد الحميد بود . در نزد ارسلان خان شريفى بود از مردم سمرقند كه همواره مصاحب او بود . او اشرف بن - محمد بن ابى شجاع علوى سمرقندى ناميده مىشد اين شريف نصر پسر ارسلان خان محمد را برانگيخت كه ملك از پدر باز ستاند . چون ارسلان خان محمد از سلطان سنجر يارى خواست ، سنجر به قصد يارى او از آب گذشت و در سال 524 به سمرقند رسيد . تركان قارغلى بگريختند و سنجر ارسلان خان را بگرفت و در بلخ به زندان كرد و او در زندان بمرد . آنگاه به جاى او قلج طمغاج ابو المعالى حسن بن على بن عبد المؤمن را معروف به حسن تكين [ 11 ] كه از اعيان خاندان خانيه بود امارت داد ولى مدت حكومت او به دراز نكشيد و بمرد . سنجر بعد از او محمود بن ارسلان خان محمد را به امارت سمرقند منصوب نمود . پدرش ارسلان

--> [ ( 1 ) ] متن : سامسون . [ ( 2 ) ] متن : جبى . [ ( 3 ) ] متن : مراسيان . [ ( 4 ) ] متن : سبق . [ ( 5 ) ] متن : بقراخان . [ ( 6 ) ] متن : طغاج . [ ( 7 ) ] متن : قردخان . [ ( 8 ) ] متن : جق . [ ( 9 ) ] متن : داديك . [ ( 10 ) ] متن : برغوث . [ ( 11 ) ] متن : تكير .