ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

116

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

قتل او در سال 533 بود هفت ماه وزارت كرد . پس از او ابو العز طاهر بن محمد بروجردى [ 1 ] وزير قراسنقر را به وزارت برگزيد و او را عز الملك لقب داد . او كار را بر سلطان تنگ كرد و بلاد را به امرا به اقطاع داد . سلطان مسعود سپس بقش سلاحى شحنه را به قتل رسانيد ، زيرا بر مردم ستم بسيار كرده بود . پس او را بگرفت و در تكريت آنجا كه مجاهد الدين بهروز فرمان مىراند حبس كرد . سپس فرمان قتلش را داد . چون او را به كشتن مىبردند خويشتن در دجله افكند و بكشت . سرش را نزد سلطان فرستادند . سلطان شحنگى عراق را به مجاهد الدين بهروز داد . بقش سلاحى در زمان فرمانرواييش آثار خير بر جاى گذاشت . سلطان در سال 536 مجاهد الدين را عزل كرد و قزل امير آخر [ 2 ] را به جاى او شحنگى بغداد داد . او از مماليك سلطان محمود بود و بروجرد [ 3 ] و بصره در قلمرو او بود . سلطان مسعود شحنگى بغداد را نيز بدان در افزود . جنگ سلطان سنجر با خوارزمشاه اين آغاز تعرضهاى اين خاندان بود . پيش از اين از محمد خوارزمشاه يعنى محمد پسر انوشتكين [ 4 ] سخن گفتيم و گفتيم كه خوارزمشاه لقب او بود . چون بركيارق اميرداد [ 5 ] حبشى را امارت خراسان داد و اكنجى او را به قتل رسانيد ، محمد پسر انوشتكين امارت خوارزم يافت . پس از او پسرش اتسز به حكومت رسيد و او كفايت و لياقت خويش آشكار نمود و سنجر او را مقرب خويش ساخت و از خواص خود و در نبردهايش به او استظهار داشت و هر روز بر مقام و منزلت او در افزود تا در خوارزم صاحب دولتى نيرومند شد . ساعيان نزد سلطان سنجر سعايت كردند كه آتسز آهنگ عصيان دارد . سلطان در سال 533 لشكر به جنگ او برد . آتسز نيز لشكر بيرون آورد ولى چون صفها راست كردند و نبرد آغاز شد آتسز پايدارى نتوانست و منهزم شد و از سپاه او خلق عظيمى به قتل رسيد . از جمله آتسز را پسرى بود كه در اين نبرد كشته شد . و پدر سخت غمگين شد . سنجر خوارزم را بگرفت و آن را به غياث الدين سليمان شاه پسر برادرش سلطان محمد اقطاع داد و براى او وزير و اتابك و حاجب ترتيب داد و در اواسط سال 533 به مرو باز گرديد چون سنجر از خوارزم باز گرديد آتسز به خوارزم رفت و سليمان شاه و يارانش نزد سنجر گريختند و اتسز بر خوارزم مستولى شد كه ما در آينده از آن سخن خواهيم گفت . استيلاى قراسنقر صاحب آذربايجان بر بلاد فارس اتابك قراسنقر صاحب آذربايجان لشكرى گرد آورد و به خونخواهى قتل پدرش كه بوزابه

--> [ ( 1 ) ] متن : يزدجردى . [ ( 2 ) ] متن : قرلى اميرا آخرا . [ ( 3 ) ] متن : يزدجرد . [ ( 4 ) ] متن : ابىشنتكين . [ ( 5 ) ] متن : داود