ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

109

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

گنجه باز گرديد و ملك طغرل به پادشاهى نشست . آنگاه از نبرد داود با برادرزاده‌اش و انهزام داود و بازگشت داود به بغداد خبر داديم . چون خبر به مسعود رسيد به بغداد آمد . در نزديكيهاى بغداد داود او را ديدار كرد و به احترام او از اسب فرود آمد و هر دو در ماه صفر سال 527 به بغداد در آمدند . مسعود در سراى سلطنت اقامت گزيد و به نام او خطبه خواندند و نام داود را بعد از نام او در خطبه آوردند . داود و مسعود از خليفه خواستند كه لشكرى همراه آنان كند تا به آذربايجان روند . خليفه نيز چنين كرد . اقسنقر احمديلى در مراغه با آنان ديدار كرد و اموالى گزاف تقديم كرد و خواست كه در آنجا درنگ كنند . سلطان مسعود بلاد آذربايجان را تصرف كرد و امرايى كه در آن بلاد بودند از مقابلش گريختند . و همه در اردبيل پناه گرفتند . سلطان مسعود اردبيل را محاصره نمود و آنجا را بگرفت . جماعتى از ايشان را بكشت و جماعتى گريختند . سلطان مسعود سپس براى نبرد با برادرش طغرل به همدان لشكر برد طغرل را نيز به هزيمت داد و همدان را در ماه شعبان همان سال در تصرف آورد . طغرل به رى رفت و از رى به اصفهان بازگشت . اقسنقر احمديلى در همدان بىخبر و ناگهان كشته شد . مىگفتند كه سلطان مسعود براى قتل او توطئه كرده است . سلطان مسعود از همدان به محاصرهء طغرل به اصفهان رفت . طغرل از اصفهان به فارس گريخت و مسعود اصفهان را تصرف كرد و از پى طغرل تا شهر بيضا پيش راند . بعضى از امراى طغرل از مسعود امان خواستند و او امانشان داد . طغرل را بيم آن بود كه همهء سپاهش تسليم سلطان مسعود شوند . اين بود كه عازم رى گرديد و در راه ابو القاسم انس آبادى را بكشت - در ماه شعبان همان سال - چون انس آبادى كشته شد غلامان امير شيرگير او را مثله كردند زيرا او در قتل امير شيرگير سعى بسيار كرده بود . سلطان مسعود همچنان از پى طغرل مىرفت تا بالاخره بار ديگر دو لشكر بر هم زدند . طغرل در اين جنگ ، منهزم شد و از امراى او حاجب تنكر [ 1 ] و ابن بغرا [ 2 ] ، اسير گرديدند . سلطان مسعود آن دو را از اسارت آزاد كرد و به همدان باز گرديد . و اللّه تعالى اعلم . بازگشت طغرل به بلاد جبل و هزيمت سلطان مسعود بن محمد چون سلطان مسعود از جنگ با برادرش ملك طغرل باز گرديد ، خبر يافت كه داود پسر برادرش محمود در آذربايجان عصيان كرده است بناچار به آذربايجان لشكر برد و او را در قلعهء رويين دژ محاصره نمود . در اين احوال ملك طغرل سپاهى گرد آورد و بعضى از امراى لشكر سلطان مسعود نيز به او پيوستند و او بر بعضى از بلاد مستولى شد . سلطان مسعود براى فرو نشاندن اين فتنه بسيج نبرد او كرد و در نزديكى قزوين ميان دو گروه جنگ در گرفت .

--> [ ( 1 ) ] متن : حاجب تنكى . [ ( 2 ) ] متن : اتى بقرا .