ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

93

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

و از آنجا به خوزستان رفت . خوزستان در دست اقبورى [ 1 ] بن برسق و برادرزادگان او ارغلى [ 2 ] بن يلبكى [ 3 ] و هند [ 4 ] و بن زنگى بود . آنان لشكرى فرستادند و او را از ورود به بلادشان منع كردند و در نزديكى تستر ( شوشتر ) ميانشان جنگ در گرفت . على بن عمر بگريخت ولى اسيرش كرده بياوردند و در باب او با سلطان محمود مكاتبه كردند . سلطان فرمان داد او را بكشند و سرش را نزد او فرستند . چندى بعد سلطان سنجر فرمان داد كه مجاهد الدين بهروز [ 5 ] به شحنگى عراق رود ، بهروز به بغداد باز گرديد و نايب دبيس بن صدقه را عزل نمود . تسلط على بن سكمان بر بصره سلطان محمد بن ملكشاه بصره را به اقطاع امير آقسنقر بخارى داده بود . او نيز سنقر بياتى را به نيابت خود به بصره فرستاده بود . سنقر مردى نيك سيرت بود و با مردم رفتارى پسنديده داشت . پس از مرگ سلطان محمد [ امير سنقر قصد آن كرد كه اميرى را از تركان اسماعيلى به نام غزغلى دستگير كند . غزغلى چند سال با مردم بصره به حج رفته بود همچنين مىخواست امير ديگرى به نام سنقر آلب را در بند كند ] [ 6 ] . آن دو امير فرصت به دست آوردند و در سال 511 او را گرفتند و حبس كردند و بصره را در تصرف آوردند . سنقر الب قصد قتل او داشت غزغلى مانع شد ولى سنقر الب به سخن او گوش نداد و او را كشت غزغلى نيز سنقر الب را به قتل آورد . و مردم آرامش يافتند . در شهر امير ديگرى بود به نام على بن سكمان كه در آن سال امير الحاج بصره بود و در اين ايام در بصره نبود و غزغلى را نيز با او كينه بود و بيم آن داشت كه چون از حج باز آيد به خونخواهى سنقر الب برخيزد . زيرا او رئيس تركان [ بلدقيه ] بود و سنقر نيز از اين طايفه بود . غزغلى اعراب بيابان را تحريض به تاراج حجاج بصره نمود . آنان نيز به حجاج حمله آوردند و سكمان نيك دفاع كرد و جانفشانى نمود و همچنان پيش مىآمد تا به نزديكى بصره رسيد . غزغلى نزد او كس فرستاد و او را از ورود به بصره منع كرد . سكمان آهنگ روستاهاى پايين دجله نمود . آنگاه بر اعراب حمله‌اى جانانه كرد و آنان را به هزيمت داد آنگاه غزغلى لشكر به جنگ او بيرون آورد و در هنگام نبرد تيرى بر غزغلى آمد و به ديار عدمش فرستاد . على بن سكمان بصره را بگرفت . على بن سكمان پس از تصرف بصره به آقسنقر بخارى نامه نوشت و اظهار فرمانبردارى نمود و عمال او را در هر جا بودند ابقا كرد و از او خواست كه او را از جانب خود نيابت بصره دهد آقسنقر بخارى اجابت ننمود و ابن سكمان خود همچنان در بصره به حكومت نشست تا سال 514 كه آقسنقر لشكرى به بصره فرستاد و

--> [ ( 1 ) ] متن : اسورى . [ ( 2 ) ] متن : ارغوى . [ ( 3 ) ] متن : ملنكى . [ ( 4 ) ] متن : هدد . [ ( 5 ) ] متن : تهددو . [ ( 6 ) ] مطالب ميان دو قلاب در متن ناقص و مغشوش بود از ابن اثير تكميل شد . ( حوادث سال 513 ) .