ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
76
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
جبق [ 1 ] تركمانى فرمانرواى خرتبرت . ابراهيم بن ينال را تاج الدوله تتش حكومت آمد داده بود و محمد بن جبق خرتبرت را از فلادروس [ 2 ] رومى گرفته بود . اين فلادروس مترجم پادشاه روم بود و رها و انطاكيه نيز جزء قلمرو او بود . سليمان بن قتلمش انطاكيه را گرفت و رها و خرتبرت در دست او باقى ماند . فخر الدولة بن جهير نيز ديار بكر را گرفت و فلادروس از ادارهء خرتبرت ناتوان شد . آن را نيز محمد بن جبق تصرف كرد . فلادروس بر دست سلطان ملكشاه اسلام آورد سلطان نيز فرمانروايى رها را به او داد و او تا پايان عمر در آن مقام ببود . چون چاولى به قصد يارى رضوان بن تتش روانهء رحبه شد ، در پايان رمضان همان سال به دروازهء شهر رسيد و آنجا را در محاصره گرفت . رحبه در آن روزگار در فرمان محمد بن السباق الشيبانى بود . ملك دقاق او را امارت رحبه داده بود و محمد بن السباق اينك به نام قلج ارسلان خطبه مىخواند . چاولى رحبه را محاصره كرد و به رضوان بن تتش نامه نوشت و او را فرا - خواند رضوان وعده داد كه به يارى او خواهد آمد و در دفاع از شام با او يار خواهد شد . رضوان نيز بيامد و در محاصرهء رحبه با او شركت جست . گروهى از محافظان شهر با چاولى در نهان رابطه برقرار كردند كه اگر آنان را امان دهد يكى از برجها را تسليم او كنند . ياران چاولى شب هنگام از آن برج فرا رفتند و به شهر داخل شدند و آن را تصرف كردند . چاولى محمد بن السباق را زنده گذاشت و محمد نيز با او همراه شد . چون قلج ارسلان از كار موصل بپرداخت پسر خود ملكشاه بن قلج ارسلان را با لشكرى و اميرى كه كارهاى او را تدبير كند ، در موصل نهاد و خود به قتال چاولى رفت . ابراهيم بن ينال از او جدا شد و از خابور به آمد ، شهر خود ، رفت . چون شمار سپاهيان قلج ارسلان كاهش يافته بود در سراسر بلاد خود به جمع آورى لشكر پرداخت و چاولى فرصت مغتنم شمرده در جنگ شتاب مىكرد . در ماه ذو القعدهء همان سال جنگ آغاز شد و اصحاب قلج ارسلان منهزم شدند . و قلج ارسلان در نهر خابور غرق شد . چاولى پس از اين پيروزى بار ديگر خطبه به نام سلطان محمد كرد و ياران جكرمش را هر كه بود بگرفت . سپس عازم جزيرهء ابن عمر شد . حبشى [ 3 ] بن جكرمش در آنجا بود اميرى از غلامان پدرش به نام غزغلى نيز با او بود . مدتى او را محاصره كرد . سپس با او به شش هزار دينار مصالحه نمود و به موصل باز گرديد و ملكشاه بن قليج ارسلان را نزد سلطان محمد فرستاد . كشته شدن صدقة بن مزيد چون سيف الدوله صدقة بن منصور بن دبيس بن مزيد الاسدى صاحب حله بر سلطان محمد عصيان كرد ، سلطان بر سر او لشكر كشيد صدقه منهزم شد و در نبرد به هلاكت رسيد . سلطان
--> [ ( 1 ) ] متن : حموا . [ ( 2 ) ] متن : قلادروس . [ ( 3 ) ] متن : حبيس .