ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
64
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
خلاف او برخيزند . ما را از عراق خبرى آمد كه هم اندوهگينمان ساخت و هم شادمان . اين خبر ، خبر قتل مصعب بود . اما آنچه سبب شادمانى ما شد ، اين بود كه مرگ او شهادت بود . و اما آنچه اندوهگينمان ساخت رنجى است كه دوستى مهربان ، از جدايى دوستش تحمل مىكند . مصعب بندهاى از بندگان خدا و يكى از ياران من بود . مردم عراق اهل غدر و نفاقاند او را به چنگ آوردند و به بهايى اندك فروختند . اگر مصعب كشته شد ، چنين باد . هيچ يك از ما - به خدا سوگند - بر خلاف فرزندان ابو العاص بر بستر نمردهايم . نه در جاهليت و نه در اسلام . آرى جز به طعن نيزهها يا در سايهء شمشيرها جان تسليم ننمودهايم . اين جهان عاريتى است از سوى آن پادشاه برتر كه قدرتش را زوالى نيست و پادشاهىاش را پايانى نه . اگر جهان به ما روى آورد ، از آن سرمست نمىشويم و اگر پشت كند ، برايش اشكى نمىريزيم . اين سخن من است . براى خود و شما آمرزش مىطلبم . » چون خبر به بصره رسيد براى بر دست گرفتن حكومت آن ميان حمران [ 1 ] بن ابان و عبيد اللّه [ 2 ] بن ابى بكره نزع درگرفت . حمران از عبد اللّه بن الاهتم كه در نزد بنى اميه صاحب منزلتى بود ، يارى خواست و بر حكومت بصره دست يافت . ولى به هنگامى كه عبد الملك بعد از مصعب عراق را متصرف شد ، خالد بن عبد اللّه بن اسيد را به حكومت بصره فرستاد . خالد ، عبيد اللّه بن ابى بكره را به جاى خود به بصره روان فرمود . او حمران را عزل كرد ، سپس خالد به بصره وارد شد . عبد الملك در سال 73 خالد را عزل كرد و برادر خود ، بشر را حكومت داد و كوفه را نيز ضميمه آن نمود . بشر خود به بصره رفت و عمرو بن حريث را بر كوفه گماشت . عبد الملك پس از قتل مصعب ، برادر خود محمد بن مروان را به سال 73 به ارمينيه فرستاد او با روميان نبرد كرد و آنان را درهم شكست و چنان نهاد كه هر روز هزار دينار به او بپردازند . خبر زفر بن الحارث در قرقيسيا در واقعهء راهط ، از رفتن زفر بن الحارث به قرقيسيا و گرد آمدن قبايل قيس بر او سخن آورديم . زفر در قرقيسيا براى عبد اللّه بن الزبير دعوت مىكرد . چون عبد الملك به حكومت رسيد به ابان بن عقبة كه در حمص بود ، نامه نوشت كه به سوى زفر حركت كند . عبد اللّه بن زميت الطائي [ 3 ] بر مقدمه روان شد . عبد اللّه با زفر به نبرد پرداخت و سيصد تن از اصحاب او را بكشت . سپس ابان بن عقبه در رسيد و در اين جنگ وكيع پسر زفر نيز به هلاكت رسيد و اين امر زفر را در كار خود ناتوان نمود . سپس عبد الملك ، آنگاه كه به نبرد مصعب مىرفت به قرقيسيا آمد و
--> [ ( 1 ) ] حمدان . [ ( 2 ) ] عبد اللّه . [ ( 3 ) ] رميت العلائى . متن برابر با ابن اثير است . طبرى : رميثة العلائي .