ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
36
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
ابو برزه گفت : چوبدست خود بردار كه بسيار بود كه رسول خدا ( ص ) را مىديدم كه دهان بر دهان او مىگذاشت و مىبوسيدش . همه كسانى كه در جنگ با حسين شركت داشتند و عهدهدار قتل او شدند تنها از مردم كوفه بودند و هيچ يك از مردم شام در ميان آنان نبود . و همهء كسانى كه در روز عاشورا با حسين كشته شدند ، هفتاد و دو تن بودند . و از آن ميان بود پسرش على بن الحسين الاكبر . او به هنگام نبرد چنين ميخواند : انا على بن الحسين بن على * نحن و بيت اللّه اولى بالنبى تاللّه لا يحكم فينا بن الدعى [ 1 ] . از فرزندان برادرش حسن بن على : عبد اللّه بن الحسن و قاسم بن الحسن و ابو بكر بن الحسن در آن روز كشته شدند . و از برادرانش : عباس بن على و عبد اللّه بن على و جعفر بن على و عثمان بن على و محمد بن على بودند . و از فرزندان جعفر بن ابى طالب : محمد بن عبد اللّه بن جعفر و عون بن عبد اللّه بن جعفر بودند . و از فرزندان عقيل بن ابى طالب : عبد اللّه بن عقيل و عبد اللّه بن مسلم بن عقيل بودند واقعه عاشورا در روز دهم محرم سال 61 اتفاق افتاد . حسين به هنگام شهادت پنجاه و پنج و به قولى پنجاه و نه سال داشت ، جز اين هم گفتهاند . بر تن او جاى سى و سه ضربت نيزه و سى و چهار ضربت شمشير بود . زرعة بن شريك التميمى ضربتى بر كف دست چپش زد و سنان بن انس النخعى بر او نيزه زد . سپس از اسب فرود آمد و سرش از تن جدا كرد . و شاعر در اين باب گويد : و اى رزية عدلت حسينا * غداة تبينه كفا سنان از انصار چهار تن با او كشته شدند و باقى همه از اصحاب او بودند . عمر بن سعد اصحاب خود را فرمان داد تا اسب بر بدن او بتازند . از آن ميان اسحاق بن حيوة الحضرمى و چند تن ديگر اين كار به عهده گرفتند . و اهل غاضريه [ 2 ] كه جماعتى از بنى غاضر از بنى اسد بودند ، يك روز بعد او و اصحابش را به خاك سپردند . در اين نبرد از اصحاب حسين هفتاد و دو تن كشته شدند و از اصحاب عمر بن سعد ، هشتاد و هشت تن . عمر بن سعد بر كشتگان سپاه خود نماز خواند و آنان را به خاك سپرد . پس از شهادت حسين ، سر او و يارانش را با خولى بن يزيد و حميد بن مسلم الازدى نزد ابن زياد فرستادند . بعضى گويند : حاملان سرها شمر و قيس بن الاشعث و عمرو بن الحجاج و عروة بن قيس بودند . عمر بن سعد پس از دو روز به كوفه بازگشت . [ اهل بيت را هم به
--> [ ( 1 ) ] حاصل معنى : منم على فرزند حسين بن على سوگند به كعبه كه ما به پيامبر اولى هستيم . به خدا سوگند نمىگذارم زنازاده فرمان راند . [ ( 2 ) ] عاضريه .