ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

23

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

گفت : در ميان شما كسى چون ابو بكر نيست . مىترسم اختلاف بالا گيرد . گفت : راست مىگويى ؟ پس مانند ابو بكر عمل كن كه مردى از قريش را كه هيچ خويشاوندى با او نداشت اختيار كرد و اگر خواهى به سيره عمر رفتار نماى كه كار خلافت را به يك شوراى شش نفره واگذاشت و در آن ميان هيچ كس از فرزندان و خويشان او نبود . معاويه پرسيد : رأى ديگرى ندارى ؟ گفت : نه . از ديگران پرسيد : شما چه مىگوييد ؟ گفتند : همان كه عبد اللّه بن الزبير گفت . معاويه ناخشنود شد و آنان را به مرگ تهديد كرد و رئيس نگهبانان خود را فرا خواند و گفت بر سر هر يك از اينان دو مرد را با شمشير بگمار ، تا هنگامى كه من براى مردم سخن مىگويم اگر خواستند به تصديق يا تكذيب چيزى گويند گردنشان را بزنند . پس از آنجا بيرون آمد . همه همراه او بودند . بر منبر شد و مردم را گفت كه اين گروه كه سروران و برگزيدگان مسلمانان هستند با بيعت كردن با يزيد موافقت كرده‌اند و به نام خدا بيعت كرده‌اند . مردم نيز بيعت كردند . سپس سوار شد به جانب مدينه راند . مردم آن چند تن را گفتند : نمىپنداشتيم با يزيد بيعت كنيد . آنان گفتند : ما بيعت نكرده‌ايم . و ماجرى بگفتند . معاويه از مدينه به شام رفت . عزل ابن زياد از خراسان و حكومت سعيد بن عثمان بن عفان در اين سال معاويه سعيد بن عثمان بن عفان را بر خراسان حكومت داد و عبيد اللّه بن زياد را عزل كرد . سبب آن بود كه سعيد بن عثمان ، از معاويه خواست كه او را فرمانرواى خراسان سازد ، معاويه گفت : عبيد اللّه بن زياد در آنجا است . سعيد بن عثمان گفت : پدرم تو را بر كشيد ، تا بدين مقام رسيدى ، آنگاه با آن كه من شايسته‌تر بودم تو براى فرزند خود يزيد بيعت گرفتى . معاويه گفت : من به خونخواهى پدرت برخاستم و شكر نعمت او بگزاردم . يزيد در اين ميان شفاعت كرد و معاويه او را به حكومت خراسان فرستاد . سعيد چون به خراسان آمد از جيحون بگذشت و به سمرقند داخل شد و از آنجا روانهء سغد گرديد و آنجا را به تصرف آورد . مردم سغد با او مصالحه كردند . او به ضمانت پيمان ، پنجاه تن از فرزندان بزرگان شهر را به گروگان گرفت . آنگاه به ترمذ رفت آنجا را نيز به صلح بگشود . ولى به عهدى كه با مردم سمرقند بسته بود ، وفا نكرد و آن بزرگ‌زادگان را با خود به مدينه آورد . [ قثم بن عباس در اين نبردها كشته شد . ] [ 1 ] در سال 57 يا 58 ، معاويه مروان را عزل كرد و وليد بن عتبة بن ابى سفيان را به جاى او گماشت .

--> [ ( 1 ) ] ميان دو قلاب در متن سفيد است . از كامل ابن اثير افزوده شد .