پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
99
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
و با شنيدن دلاورىها و فداكارىها و حماسهآفرينىهاى شهداى كربلا ارتباط روحى خود را با اين ذوات مقدّس امكانپذير مىساختند ، و عامل دوم استمرار اين برداشت فكرى ، تمايل بشر به اسطوره سازى است . شهيد مرتضى مطهّرى نه تنها با قلم ، بلكه با استفاده از منبر وعظ و تريبونهاى خطابه ، قرائت ارزشى از فرهنگ عاشورا را فرياد مىزدند و از تحريفهايى كه به تدريج توسّط مقتل نگاران و مورّخان ناآگاه در اين متن ماندگار حضور پيدا كرده است ، سخن مىگفتند : « اوّلين كتابى كه در مرثيه به فارسى نوشته شده همين كتاب روضة الشّهداء است كه در پانصد سال پيش نوشته شده ، چون وفات كاشفى اوايل قرن دهم بوده است . . . قبل از اين كتاب ، مردم به منابع اصلى مراجعه مىكردند . شيخ مفيد - رضوان اللّه تعالى - ارشاد را نوشته و چه قدر متقن نوشته است . ما اگر به ارشاد شيخ مفيد خودمان مراجعه كنيم ، احتياج به منبع ديگرى نداريم . . . من نمىدانم اين بى انصاف چه كرده است ! من وقتى اين كتاب را خواندم ، ديدم حتّى اسمها جعلى است ، يعنى در ميان اصحاب امام حسين اسمهايى را مىآورد كه اصلًا چنين آدمهايى وجود نداشتهاند ؛ در ميان دشمنان اسمهايى مىبرد كه همه جعلى است ؛ داستانها را به شكل افسانه در آورده است . چون اين كتاب اوّلين كتابى بود كه به زبان فارسى نوشته شد . . . همين كتاب را مىگرفتند و در مجالس از رو مىخواندند . اين است كه امروز مجلس عزادارى امام حسين را ما « روضهخوانى » مىگوييم . . . روضهخوانى يعنى : خواندن كتاب روضة الشّهداء ، همان كتاب دروغ . از وقتى كه اين كتاب در دست و بالها افتاد ، ديگر كسى تاريخ واقعى امام حسين را مطالعه نكرد و شد افسانه سازى روضة الشّهداء خواندن ! ما شديم روضهخوان ، يعنى روضة الشهداء خوان ، يعنى افسانهها را نقل كردن و به تاريخ امام حسين توجّه نكردن ! « 1 » 3 - 3 . برگزيدههايى از روضة الشّهداء خوارزمى در مقتل خود « نور الائمّه » آورده كه چون روز تاسوعا بگذشت و شب عاشورا درآمد ، سلطان سيّارگان در تعزيتخانهء غروب مقام گرفت و شب مُشكفام ، پلاس سياه و پيراهن كبود
--> ( 1 ) . حماسه حسينى ، ج 1 ، ص 89 .