پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
92
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
امام در مسير عراق به مردى از بنى اسد برمىخورند و از او مىپرسند : از كجا مىآيى ؟ گفت : از عراق مىآيم . پرسيد : چه خبر دارى و حال چگونه است ؟ گفت : دلهاى ايشان با تو است و شمشيرها با بنى اميّه و فرمانْ خداى راست - جلّ جلاله . امير المؤمنين حسين ( ع ) فرمود : راست گفتى يا اخا ! يَفْعَلُ اللّه ما يَشاء وَ يَحْكُمُ ما يُريد . اسدى گفت : يا بن رسول اللّه ! معنىِ اين آيه چه باشد : يَومَ نَدعوا كُلَّ اناسٍ بِامامِهِمْ . امير المؤمنين فرمود : امام دو است : امامى است كه به راه راست خواند و امامى كه به ضلالت خواند و آن طايفه كه او را اجابت كنند ، اهل دوزخ باشند . امام پس از عبور از منزل خُزَيميّه ، در منزل ثَعلَبيَّه فرود مىآيد و در گرمگاه روز ساعتى به استراحت مىپردازد و دلتنگ و گريان برمىخيزد : علىّ اكبر ( ع ) پسر آن حضرت پرسيد : اى پدر جان ! من فداى تو باد ! هرگز مباد كه چشم تو بگريد ، گريه از چيست ؟ فرمود : خوابى ديدهام و در اين وقت هر روز خوابى كه ببينند راست باشد . من در اين لحظه كه به خواب شدم ، سوارى ديدم كه بيامد و به نزديك من بايستاد و گفت : اى حسين ! شما در رفتن به جانب عراق شتاب مىكنيد و مرگ به عقب شما مىتازد و به تعجيل مىآيد تا شما را به بهشت برد . دانستم كه اجل ما نزديك رسيده است . علىّ اكبر گفت : اى پدر ! نه ما بر حقّيم ؟ ! امير المؤمنين حسين فرمود بلى ! ما برحقّيم و حق با ماست . علىّ اكبر گفت : اى پدر ! چون ما بر حقّيم ، از مرگ باك نباشد . امير المؤمنين حسين فرمود : اى پسر ! خوشدل كردى مرا . خداى تعالى جزاى تو خير كناد ! سپس امام در منزل شقوق و بر اساس نسخهاى از « الفتوح » در منزل سقوق فرود مىآيند . در همين منزل است كه ابو نواس فرزدق شاعر ( متوفّاى 110 ه ق ) به محضر آن حضرت شرفياب مىگردد و امام از او مىپرسند : از كجا مىآيى ؟ ! گفت : از كوفه مىرسم . پرسيد : حال مردم چيست و چگونه ديدى ؟ جواب داد : دلهاى ايشان با تو است و شمشيرهاى ايشان با بنى اميّه . يا حسين ! قضا از آسمان مىآيد و خداى تعالى آن كند كه خواهد . حسين بن على ( ع ) فرمود : راست گفتى ؛ انَّ اللّهَ يَفْعَلُ ما يَشاء وَ كُلّ يَوْمٍ هُوَ فى شَأنٍ . فرزدق گفت : يا بن رسول اللّه ! تو چرا به كوفه مىروى و به چه سبب بر ايشان اعتماد مىكنى ؟ اهل كوفه ، اعتماد را نشايند . نشنيدهاى كه بر چه صفت مسلم پسر عمّ