پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
68
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
ولى حسين بن على ( ع ) حاضر به بيعت نشد : حسين برخاست و مروان گفت : يا وليد ! اين را بكش و مَهِل كه بيرون شود ، حسين آن سخن مروان بشنيد ، گفت : اى مروان ! تو مرا نتوانى كشتن و نه وليد و بيرون آمد . امام حسين ( ع ) ناگزير از مدينه به مكّه رفت : پس مردمان كوفه آگاه شدند كه حسين به مكّه شد . گرد آمدند و محضرها نِبِشتند و رسولان بفرستادند پيش حسين بن على - عليهما السلام - و گفتند : برخيز و باز جاى خويش آى كه ما و جان و خواسته پيش تو داريم . و امام حسين ( ع ) پس از مشورت با ابن عبّاس ، مسلم بن عقيل را به كوفه فرستاد : چون مسلم بن عقيل را مىفرستاد ، او را گفت : به كوفه رو و جايى پنهان بنشين تا شيعت بر تو گرد آيند و با ايشان بيعت كن تا چند كس بر تو بيعت كنند ، پس مرا آگاه كن اگر ببايد آمدن ، بيايم . و پس از آگاهى شيعيان از ورود مسلم بن عقيل به كوفه : و خبر اندر كوفه افتاد كه مسلم بن عقيل آمد و بيعت حسين همىگيرد و حسين از پس او همىآيد . خلق روى به دو نهادند و بيعت همىكردند تا دوازده هزار مرد بيعت كردند بر مسلم ، و مسلم نامه كرد به حسين ، و مهتران كوفه همه به خطّ خويش نامه كردند چون : سليمان بنصُرَد و المسيّب بن نجبه و رفاعة بن شدّاد و حبيب بن المظاهر و هانى بن عروه . اين همه مهتران كوفه بودند كه بيعت كرده بودند و نامه به رسولان دادند تا به نزديك حسين ( ع ) شدند و نامهها بدادند . حسين شاد شد و نامهها را جواب كرد كه : اينك آمدم . پس ديگر روز دو رسول از كوفه آمدند و صد و پنجاه نامه آوردند و سختى كردند كه بايد آماده باشى . حسين ايشان را نيز بازگردانيد و گفت : اينك آمدم . امام حسين ( ع ) پس از وصول نامههاى اشراف كوفه ، نامهاى به سران شيعه در بصره فرستاد و آنان را براى رفتن به كوفه فرمان داد : و حسين را نيز به بصره بسيار شيعت بود . پس مولايى را به بصره فرستاد نامش سليمان ، و نامه كرد بدان مردمان كه شيعتِ پدرش بودند چون : احْنَف بن قيس و مالك بن مِسمع و مسعود بن عمر و همهء مهتران بصره ، و گفت : هر كه شيعتِ من است همه به كوفه آيند كه من اينك به كوفه