پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

43

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

بود كه به اسناد آوردم و لفظ روايت كردم و از همهء طريق‌ها اين مستوفىتر و نيكوتر است و از بهر تبرّك آن را به تازى روايت كردم ، اكنون تفسير او به شرح پارسى بگويم تا معلوم گردد : جعفر صادق - رضى اللَّه عنه - به اسناد از پدران خود روايت كرد از امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب - كرّم اللّه وجهه - كه او گفت : ما در سفرى با رسول - صلواة اللّه عليه - بوديم و به منزلى بر سرِ غديرى فرو آمديم كه آن را غدير خم خواندندى ، پيغامبر - صلواة اللّه عليه - ناگاه به گرمگاه بيرون آمد و فرمود تا بانگ كردند : الصّلوة جامعه چنان عادت داشتى هر گاه كه خواستى تا ياران جمع شوند و وحى گزارد يا تدبيرى كند بانگ فرمودى كردن الصّلوة جامعه ياران جمله شدند و پيغامبر - صلواة اللّه عليه - بر بالايى شد و گويند از جامعه‌هاى شتر منبرى ساختند . پيغامبر - صلواة اللّه عليه - بر آنجا ايستاد و دست من بگرفت ، پس گفت : خداى تعالى خلق را بيافريد از درختانِ پراكنده ، و مرا و على را از يك درخت آفريد و من اصل درختم و على فرع آن درخت و حسن و حسين ميوهء آن درختند و شيعهء ما شاخ و برگ آن درخت . هر كه دست در شاخى زند از آن شاخها نجات يابد و هر كه تخلّف كرد هلاك شد . پس گفت : نه من به شما و به همهء مسلمانان اوليترم از نفس ايشان بديشان ؟ ياران گفتند : آرى ، پس گفت : هر كرا من مولىام ، على نيز مولاى آن كس است . آن گاه دعا كرد و گفت : يا رب ! دوستار باش آن كس را كه به موالات او بگويد و دشمن باش كسى را كه او را دشمن دارد . . . و امّت من پس از من هفتاد و سه فرقه شوند ، هفتاد و دو هالكان باشند و يك فرقه از رستگان . . . آن گاه گفت : من مىروم و دو چيز در ميان شما مىگذارم : [ يكى ] كتاب ايزد تعالى يعنى : قرآن ، دوم عترت و فرزندان و اهل‌بيت من ؛ دست درين هر دو زنيد كه اين هر دو از يكديگر جدا نشوند تا آن گاه كه روز قيامت بر آب كوثر هر دو به نزديك من آيند . 8 . شرف النّبى و معجزاته شرف النّبى و معجزاته از تأليفات ابو سعيد عبد الملك ابو عثمان محمّد واعظ خرگوشى است كه به اسامى سيَر المصطفى ، دلائل النّبوة ، شرف النّبوّة و شرف المصطفى نيز خوانده شده است . با اين كه مؤلّف ، شافعى مذهب است ارادت زايد الوصفى به خاندان عصمت و طهارت ابراز مىكند .