پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

41

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

لعنة اللّه [ عليه ] - و حسين را - رضى اللّه تعالى عنهم - شمر ذى الجوشن كشت ، و سرِ او عمر بن سعد بُريد به كربلا . 5 . سير الملوك سِيَر الملوك تأليف خواجه نظام الملك ابو على حسن بن علّى بن اسحاق طوسى ( 410 - 485 ) وزير معروف آلب ارسلان و ملكشاه سلجوقى است كه در رمضان سال 485 ه ق به دست يكى از فداييان اسماعيلى كشته شد . وى يكى از مشهورترين چهره‌هاى سياسى تاريخ ايران ، بوده است و در امر جهاندارى و دانش‌پرورى از نواد روزگار خود است . وى اين اثر را به فرمان ملكشاه سلجوقى در آيين سلطنت و جهاندارى نوشته است كه به اسامى « كتاب السّياسة ، سياست نامه » و « سير خواجه نظام الملك » نيز معروف است . محمّد نامى كه مأمور كتابخانهء پادشاه سلجوقى بوده ، پس از كشته شدن وى ، نسخه‌اى از آن را مرتّب كرده است . اين كتاب يكى از بهترين نمونه‌هاى نثر فصيح و شيوا در زبان فارسى است كه فوايد تاريخى بسيارى را دارا است . در اين كتاب حكايتى آمده است كه از گذشت و بزرگوارى حضرت حسين بن على ( ع ) حكايت دارد : روزى حسين بن على - رضوان اللّه عليهما - با قومى از صحابه و وجوهان عرب بر سر خوان نشسته بود و نان مىخورد و جبّه‌اى ديباى رومى گران مايه پوشيده بود و دستارى به غايت نيكو بر سر بسته ، غلامى خواست كه كاسه‌اى خوردنين در پيش او بنهد و از بالاى سر او ايستاده بود . قضا را كاسه از دست غلام رها شد و بر سر و دوش حسين بن على آمد و دستار و جبّه بيشتر از خوردنى آلوده شد و بشريتى در حسين پديدار آمد و از طيره و خجالت رخسار او برافروخت . سر بر آورد و در غلام نگريست . غلام چون چنان ديد بترسيد كه او را ادب فرمايد ، گفت : وَ الكاظِمينَ الغَيظَ وَ العافين عَنِ النَّاس . حسين - رضى اللَّه عنه - روى تازه كرد و گفت : اى غلام ! ترا آزاد كردم تا به يكبارگى از خشم و مالش من ايمن گردى . همهء حاضران را از حلم و بزرگوارى حسين در چنان حال عجب آمد و پسنديده داشتند . « 1 »

--> ( 1 ) . سير الملوك ، به اهتمام هيوبرت دارك ، ص 167 .