پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

233

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

مطروحه براى اهل نظر راهگشا است . براى نمونه به نقل قسمتى از مطالب مربوط به « منابع داستانى ، ادبى و روضه‌اى تاريخ عاشورا » بسنده مىكنيم : آنچه گذشت ، معرّفى اهمّ منابع تاريخى بود كه حتّى در برخى از همان‌ها نيز داستان‌نويسى رسوخ كرده است . با اين حال مىتوان آنها را به عنوان مبناى كار پژوهش در بررسى حادثهء كربلا پذيرفت . در ادامهء همان منابع اصولى ، بعدها آثارى ديگر تدوين شد كه در تدوين آنها به طور اساسى از آثار پيشگفته استفاده شده بود . با اين حال بايد گفت دانش تاريخ از قرن پنجم به اين سوى ، ضعيف شد . البتّه تاريخ‌نگارى روز ، در برخى از مناطق نيرومند بود ؛ امّا تاريخ‌نگارى عصر نخست اسلامى به دليل دور شدن تدريجى مآخذ اوّليّه يا حذف عمدى آنها توسّط گروه‌هاى مذهبى متعصّب سنّى ، راه را براى نگارش آثار تحقيقى مسدود كرد ؛ به طورى كه مردم بر اساس نگرش‌هاى مذهبى خود و بيشتر بر اساس رويكردهاى ادبى و اجتماعى ، با آن برخورد مىكردند . نتيجهء آن ، پديد آمدن آثارى بود كه بيش از آن كه تاريخى باشد ، اثرى غير تاريخى ، امّا در عين حال به جهات ديگر ارجمند است . نكتهء مهم آن كه روشن نيست دقيقاً از چه زمانى ، شمارى كتاب دربارهء حادثهء كربلا نگاشته شده كه چندان به بُعد واقعى تاريخى ماجرا توجّهى ندارد بلكه اين حادثه را به عنوان يك پديدهء ويژه در قالب متونى خاص به شكل داستانى ، ادبى و روضه‌اى تصوير مىكند . آنچه بايد به عنوان يك احتمال مورد بررسى قرار گيرد ، آن است كه نويسنده‌اى داستان‌نويس با نام ابوالحسن بكرى - ذبيح اللّه منصورىِ روزگار كهن - كه بخش‌هاى عمده‌اى از تاريخ اسلام را به صورت داستانى در قرن پنجم يا . . . . درآورده ، مىتواند حلقهء مهمّى براى داستانى كردن روايت عاشورا باشد . . . . همچنين مىتوان گفت ، بخشى از اين رويكرد در جريان روضه‌خوانىهاى داخل جوامع شيعه پديد آمده كه در بسيارى از آنها با توجّه به ضعف تفكّر تاريخى و عدم آشنايى با متون اوّليّه ، محصولى متفاوت ، امّا به لحاظ عاميانه ، مؤثّر و پرانرژى پديد آورده است . نمونهء برجستهء آنها كتاب لهوف سيّد بن طاوس و مثير الاحزان ابن نماى حلّى است كه هميشه مورد استفادهء اين قبيل محافل بوده ، و اساساً به هدف استفاده در همين محافل ، تأليف شده است . . . . « 1 » قرائت مؤلّف از فرهنگ عاشورا ، قرائتى تاريخى و در نگارش اين اثر از متونى از قبيل : الائمّة الاثنى عشر ، الآثار الباقى ، الاحتجاج ، احسن التواريخ ، اخبار الطّوال ، اعلام الورى ، الامالى ، الامامة

--> ( 1 ) . همان ، ص 34 - 35 .