پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

210

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

همان حال روح از بدنش جدا گرديد . ( ر . ك : مقتل عوالم ، ص 91 ؛ ابصارالعين ، ص 85 ) ، و همچنين در بالاى سر يكى از غلامانش به نام « مسلم » حاضر گرديد و با وى كه مختصر رمقى داشت ، معانقه نمود . مسلم لبخندى زد و از دنيا رفت . ( رك : ذخيرة الدّارين ، به نقل مقتل مقرم ، ص 301 ) . . . آن گاه كه مسلم بن عوسجه با تن خون آلود به روى خاك افتاد و هنوز رمقى در وى بود ، حسين بن على ( ع ) به همراه حبيب بن مظاهر به بالين او آمد و در كنارش نشست و چنين گفت : رَحِمَكَ اللّه يا مسلم ! ؛ خدا تو را رحمت كند اى مسلم ، سپس اين آيه را خواند : « بعضى از آنها به پيمان خود عمل نموده ، و بعضى ديگر به انتظار نشسته‌اند و تغيير و تبديلى در پيمانشان نداده‌اند . » ، در اينجا حبيب بن مظاهر خطاب به مسلم چنين گفت : مسلم ! كشته شدن تو براى من سخت است ، ولى به تو مژده مىدهم كه چند لحظهء ديگر وارد بهشت خواهى شد ، مسلم در پاسخ وى گفت : « جَزاكَ اللّه خَيراً . » حبيب به گفتارش ادامه داد : « اگر مىدانستم كه پس از تو بلافاصله به ميدان نخواهم رفت ، دوست داشتم كه اگر وصيّتى دارى انجام دهم . مسلم با صداى ضعيف در حالى كه به حسين بن على - عليهما السلام - اشاره مىنمود ، به حبيب گفت : « اوصِيكِ بِهذا انْ تَموتَ دونَه » ، وصيّت من اين است كه تا آخرين قطرهء خون ، دست از او برندارى » ، حبيب گفت : « به خدا سوگند كه اين وصيّت تو را عمل خواهم كرد » و در همين گفتگو بودند كه مسلم بن عوسجه ، جان به جان آفرين تسليم و روح بزرگش به شهداى ديگر اسلام پيوست . « 1 » امام حسين ( ع ) سه سال پيش از خروج خود از مدينه و آغاز قيام خود ، خطبه‌اى را در « منى » ايراد كرده است كه دورنماى حركت او را براى مخاطبان ترسيم مىكند و به آنان هشدار مىدهد : . . . گرچه مضمون اين خطبهء شريفه براى مستمعين و حاضران مجلس ، قيام حسين بن على - عليهما السلام - را در آينده ترسيم مىكند ، و از امر به معروفِ عملىِ آن حضرت در آينده خبر مىدهد و شنوندگان را براى آمادگى و همكارى با اين قيام دعوت مىنمايد ، ولى در آخر اين خطبه ، اين حقيقت با صراحت كامل مطرح گرديده و بر اين حركت پرشور و تاريخى تصريح شده است : « اللّهُمَّ انَّكَ تَعلم انَّهُ لم يكن ما كان منّا منافَسةً فى سلطان . . . فانّكم انْ لا تَنصُرونا

--> ( 1 ) . همان ، ص 192 - 193 .