پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

21

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

سقم متون كتب مقاتل به خود جلب كند ، چرا كه بدون ريشه‌يابى اين گونه منابع نمىتوان در نهايت به متن منقّح و قابل اعتمادى در زمينهء رخدادهاى عاشورا دست يافت . پس از انجام اين مهم ، كار بررسى متون ساير مقاتل چندان دشوار نيست و مىتوان با تكيه به مسلّمات تاريخ عاشورا و با عنايت به موارد اختلافى و تحريفى به پيرايش متون منثور عاشورايى پرداخت و نقاط قوّت و ضعف هر كدام از آنها را به روشنى نشان داد . منابع اوّليّه‌اى كه مقتل‌نگاران سده‌هاى آغازين هجرى به آن عنايت داشته و مقتل‌نگاران سده‌هاى بعد از حاصل زحمات آنان در نگارش آثار خود سود جسته‌اند عبارت‌اند از : 1 - 3 . اخبار غيبى عاشورا : كه مبتنى بر احاديثى است كه پيش از وقوع حادثهء خون‌نگار عاشورا از رسول گرامى اسلام ( ص ) ، اميرمؤمنان على ( ع ) ، سلمان فارسى و ديگران روايت كرده‌اند و ابعاد اين فاجعه را به تصوير كشيده‌اند ، و ما براى نمونه به نقل شش مورد بسنده مىكنيم : 1 ) رسول گرامى اسلام ( ص ) حسين ( ع ) را كه در آغوش مادرش بود برگرفت و فرمود : خدا كشندهء تو را ، غارتگر تو را ، و كسانى را كه ( در صف ) زيان رسانندگان به تو قرار دارند لعنت كند ، و خداوند در ميان من و آنان كه در مخالفت با تو ( به ديگران ) كمك مىكنند داورى خواهد كرد . فاطمهء زهرا ( س ) پرسيد كه اى پدر ! چه مىگويى ؟ ! فرمود : دخترم ! ياد آور آزار و ستم و مكر و تجاوزى شدم كه پس از من و تو در حقّ او روا مىدارند ، و در آن روز ، او در ميانِ جوانمردانى است كه ( در درخشندگى ) همانند ستارگان آسمان‌اند و براى جان دادن و كشته شدن ( در راه او ) بر يكديگر پيشى مىگيرند ، انگار لشكرگاه و بار و بنهء آنان و تربت‌شان را مىبينم . « 1 » 2 ) رسول گرامى اسلام ( ص ) فرمود : انگار من او را مىبينم كه به حرم من و آرامگاه من پناهنده مىشود ، ولى پناهندگى او را برنخواهند تافت ، و پس از آن به طرف قتلگاه و آرامگاه

--> ( 1 ) . عين روايت چنين است : كان الحسين ( ع ) مع امّه تَحملهُ وَاخَذَهُ النَّبى ( ص ) فقال : لَعَن اللّهُ قَاتَلكَ ولعن اللّه سالبك وَلَعَن اللّهُ المتوازرين عليك وَحَكم اللّهُ بينى و بين مَن اعانَ عليك ؛ قالت فاطمة الزّهراء ( س ) : يا ابَه ! اىّ شىءٍ تقول ؟ قال ( ص ) : يا بنتاه ! ذَكرتُ ما يُصيبُه بَعدِى وَ بَعدَك مِنَ الأَذى وَالظُّلم والغَدْر وَالبَغْى ( وهو يومئذٍ فى عُصْبَةٍ كأنَّهُم نُجُوم السَّمَاء يَتَهادُون الى القَتْل ؛ وَكأَنِّى انظُرُ الَى مُعَسكَرِهِم وَالَى موضِع رِحالِهِم وَتُربَتِهِم ) ( عنصر شجاعت ، ج 1 ، ص 7 ) .