پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

198

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

برخى از محقّقان مىگويند خطر اصلى حكومت اموى اين بود كه شيوه‌هاى منحطّ روم و ايران را احيا مىكرد و فساد و تباهى را گسترش مىداد . دستهء ديگرى مىگويند خطر اصلىاش اين بود كه رسوم جاهليّت را به كار مىبرد و عرب را بر غير عرب و قريش را بر غير قريش و اموىها را بر غير اموىها مقدّم مىداشت و حقوق توده‌ها را زير پا مىگذاشت . گروه ديگرى مىگويند خطر اصلىاش اين بود كه فجايع هولناكى نسبت به مسلمان‌هاى گرانقدر و محبوب به خصوص اهل‌بيت پيغمبر ( ص ) و پيروان على ( ع ) مرتكب مىگشت و افكار عمومى را جريحه‌دار مىكرد . البتّه اين گونه نظرها تا حدودى درست است ، ولى حق اين است كه خطر اصلى حكومت اموى بالاتر از همهء اينها بود . خطر اصلى حكومت اموى اين بود كه با آن همه ظلمت‌ها ، انحراف‌ها و حتّى كفرگويىهايش ، بر تخت اسلام و انسان تكيه مىزد و غالباً به خدا و پيغمبر ( ص ) ، قرآن و حديث ، عدالت و فضيلت تمسّك مىجست و به اين ترتيب اسلام را نه نسخ ، بلكه بدتر از نسخ ، مسخ مىكرد ، زيرا اقلًا به تز غلط « دين ، جدا از سياست » اكتفا نمىنمود ، بلكه علاوه بر اين به تز غلطتر « دين ، دستاويز سياست » عمل مىنمود ؛ به عبارت ديگر ، خطر درجهء اوّل بنى اميّه اين نبود كه بر توده‌هاى مسلمان حكومت مىكردند ، بلكه خطر درجهء اوّل آنها اين بود كه در نقاب مقدّس خلافت اسلامى موضع مىگرفتند و با اين كه فاسد و حتّى در واقع كافر بودند ، با اين حال در سيماى امام جماعت و جمعه ، قاضى و حاكم شرع ، مفسّر و معلّم جلوه‌گرى مىكردند و حتّى از طريق علماى دربارشان ، روايت‌هاى جعلى فريبنده‌اى در جهت تقديس معاويه‌ها و لعن علىها انتشار مىدادند ، بسى بدتر اين كه حقايق اسلام را در بسيارى از زمينه‌ها به خصوص در زمينهء حكومت و رهبرى ، خلافت و جانشينى ، مسئوليت مسلمان‌ها در برابر دولت‌ها و موقعيّت دولت‌ها در برابر مسلمان‌ها ، تحريف مىنمودند . اين تحريف و دگرگونى كه عمق و وسعت بسيارى داشت و بنيان اسلام را متزلزل و منهدم مىساخت بالاترين خطر حكومت اموى بود كه در صورتى كه با مانع كوبنده‌اى مانند قيام روشنگر و حركت آفرين حسين ( ع ) مواجه نمىشد ، بى ترديد همهء مقدّسات اسلام را پامال و اقلًا بى محتوا مىكرد و آن را به صورت آلت دست حكّام ستمگر درمىآورد . « 1 »

--> ( 1 ) . همان ، ص 474 - 475 .