پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

189

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

. . . و در برابر اين درگيرىها و اين انگيزه‌ها ، درگيرىهاى عقيدتى و انگيزه‌هاى عالى است كه در جهاد اسلامى نمونه دارد . انگيزهء اين جهاد از عالىترين انگيزه‌هاى سابق عالىتر است ، چون درگيرىهاى سابق در اوج ، به خاطر آزادى و استقلال شكل مىگرفت در حالى كه انگيزهء اوّل جهاد اسلامى ، از اين آزادى ، وسيع‌تر و عميق‌تر و انسانىتر است . اين جهاد بر اساس بينش و ايمان و توحيد و رشد و انتخاب استوار است : 1 - در جهان بينى اسلامى ، كار انسان مىشود حركت ، نه خوردن و خوابيدن و خوش بودن ، چون انسان براى اينها به اين همه استعداد نياز نداشت ، و در نتيجه دنيا مىشود راه ، نه آخور و عشرتكده و خوابگاه ، و در اين بينش سنگ‌هاى راه بايد برداشته شوند و راه حركت انسان بايد هموار گردد . اين سنگ‌ها در درون انسان و در بيرون از او جا گرفته‌اند . . . . اين انگيزهء اوّل جهاد اسلامى است كه اين گونه وسيع و عميق و انسانى است . 2 - ايمان ، يعنى محبّت بزرگ‌تر و عشق نيرومندتر . كسانى كه اللّه را از خود به خود نزديك‌تر و مهربان‌تر و آگاه‌تر ديده‌اند ، به او رو مىآورند و به او مىگروند . اين ايمان و اين گرايش و اين عشق به حق ، عشق به خلق و عيال اللّه را به دنبال مىآورد . . . . پس با آن عشق ، اين عشق مىآيد و اين عشق بى اثر نيست . . . . 3 - آن كس كه به ايمان رسيد و از غير حق رهيد ، كسى كه از عشق و آزادى سرشار شد ، به توحيد ، مىرسد و جز اللّه را حاكم نمىگيرد . كسانى كه از خود آزاد شده‌اند ، ديگران را تحمّل نمىكنند . با آن ايمان و با اين توحيد سازشگرى و بىتفاوتى كنار مىرود . . . . « 1 » انسان آگاه ، انسانى كه هستى را شناخته و نقش انسان را شناخته و جهتِ حركت هستى و انسان را شناخته ، به اين عقيده مىرسد كه : در اين كاروان متحرّك هستى ، ركود كمتر از عقب‌گرد نيست ، و عقب‌گرد جز تنهايى نيست ، و تنهايى در كوير هستى جز مرگ نيست ، و به اين عقيده مىرسد كه انسان بايد بارور گردد و شكل خود را انتخاب كند و جهت بگيرد و در درون او و در جامعهء او جز حق حاكمى نباشد . . . . حسين ( ع ) ، انسانى آگاه ، انسانى معتقد ، انسانى راه رفته است . او با طاغوتى روبه‌روست كه خلق را براى

--> ( 1 ) . عاشورا ، على صفائرى حائرى ، ص 16 - 20 .