پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
186
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
انديشه و چرخش ذوق بر زيبايىاش چيزى نهادهام ؛ و خلاصه مىتوان گفت كه معجونى است از ترجمه و نگارش و در عين حال نيازمند اصلاح و نگرش . « 1 » 1 - 21 . برگزيدههايى از « اسوههاى عاشورا » شيوهء نگارشى اين اثر ، ساده ، روان و در عين حال سرشار از شور عاطفى و حماسى است كه نمونههايى از آن را ارائه مىكنيم : . . . و در اين اثنا كه هيأتهاى اعزامى يزيد از عراق به سراسر جزيرة العرب هجوم آغاز كرده تا براى يزيد بيعت ستانند و هيأتى از نابكاران ، رسالهاى براى حسين ( ع ) داشتند و در ضمن حامل خبر درگذشت روباه پير باند سفيانى ، معاويه بودند ، مسلم در كنار حسين ( ع ) بود و لحظهاى از حال امام غافل نبود . امام كه چنين ديد و بر عمق توطئه آگاه شد و از يك طرف خبر اعزام هيأتهاى يزيدى را شنيد ، و از طرفى دعوت پى در پى اهل كوفه را از خويش دريافته بود ، مصمّم شد تا حركت را آغاز كند ، حركتى حساب شده ، حركتى جهتدار ، قيام عليه باند يزيدى ، و ايجاد حكومت اسلامى ، حركتى كه در عين اين اهداف ، خونين بود و پايان كار به شهادت مىانجاميد . . . حركتى هماهنگ با سه بُعد : انهدام باطل ، برپايى حكومت اسلامى ، و شهادت براى اثبات اين دو بُعد ، بدين لحاظ قبل از حركت به سوى كوفه ، مسلم را به عنوان نمايندهء خود به آن ديار اعزام مىدارد . . . . « 2 » زمان ، زمان حسّاسى است ، لحظهاى كه تمامى تاريخ از آن جا شروع مىشود ، لحظهاى كه تا قيامت ، نسلهاى بشر بدان مىانديشند . « حُر » نيز به خويش مىانديشد و به زودى موقعيّت خويش را درمىيابد و مىفهمد كه آلت دست گرديده و در ميان باطل مأوى گزيده ، و تا لحظهاى ديگر براى هميشه در خسران و زيان خواهد بود . در يك چشم به هم زدن ، نيّت خويش را آشكار كرد و به حق پيوست و در صف ياران امام ( ع ) جاى گرفت . به حضور امام رسيد و عرض كرد : به خداى ( سوگند ) من خويشتن را در ميان دو راهى جنّت و جحيم مخيّر نمودم و به خداى سوگند هيچ چيز را در مقابل بهشت عوض نمىكنم ، گرچه قطعه قطعه و
--> ( 1 ) . همان ، ص 7 - 8 . ( 2 ) . همان ، ص 15 - 16 .