پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
155
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
ايشان ضمن بررسى ريشهء لغوى « تحريف » ، انواع آن را در دو مقولهء « لفظى » و « معنوى » به صورت مبسوط بيان كرده و براى هر كدام مثالهايى ارايه نموده و در ادامهء اين بحث يادآور مىشود : . . . حال بحث من اين است كه در نقل و بازگو كردن حادثهء عاشورا ما هزاران تحريف وارد كردهايم . هم تحريفهاى لفظى - يعنى شكلى و ظاهرى - راجع به اصل قضايا ، مقدّمات قضايا ، متن و حواشى مطلب ، و هم تحريفهاى معنوى كه در تفسير اين حادثه ما تحريف كردهايم . با كمال تأسّف ، اين حادثه هم دچار تحريفهاى لفظى است و هم دچار تحريفهاى معنوى ، هر دو ، و باز تحريفهايى مىشود كه گاهى لااقل هماهنگى با اصل مطلب دارد ، ولى گاهى تحريف نه تنها كوچكترين هماهنگى ندارد بلكه قضيّه را مسخ و به كلّى واژگون مىكند و به شكلى درمىآورد كه به صورت ضدّ خودش درمىآيد . « 1 » استاد شهيد مطهّرى ، ضمن تجليل از مراتب علمى و ايمان عالم جليل القدر مرحوم حاج ميرزا حسين نورى ، از كتاب « لؤلؤ و مرجان » او با عظمت ياد مىكند ، چرا كه به پيراستن متن ماندگار كربلا از مطالبى واهى و خرافى پرداخته است : . . . اين كتاب با اين كه كتاب كوچكى است ، كتاب فوق العاده خوبى است . . . چنين كتابى شايد در دنيا وجود نداشته باشد . عجيب اين مرد ، تبحّر به خرج داده است . اين مرد بزرگ در همين كتاب خودش ، نمونههايى ، آن هم نمونههايى از دروغهايى كه معمول است و اينها را به اين حادثهء بزرگ ، حادثهء تاريخى كربلا نسبت مىدهند ، ذكر كرده است . آن چه من عرض مىكنم غالباً يا همهء آن ، همانهايى است مرحوم حاجى نورى هم از آنها ناله كرده است ، و حتّى اين مرد بزرگ صريحاً مىگويد : امروز بايد عزاى حسين را گرفت ، امّا براى حسين در عصر ما يك عزاى جديدى است كه در گذشته نبوده است و آن عزاى جديد : اين همه دروغهاست كه دربارهء حادثهء كربلا گفته مىشود و احدى جلوى اين دروغها را نمىگيرد . امروز بر اين مصيبت حسين بن على بايد گريست ، نه بر آن شمشيرها و نيزههايى كه در آن روز بر پيكر شريفش وارد شد . « 2 » اين متفكّر بزرگ جهان اسلام ، نقش مردم را در اشاعه و رواج اين گونه مطالب غير مستند و نامعقول ، مهمّ تلقّى مىكند و به آنان هشدار مىدهد :
--> ( 1 ) . همان ، ص 61 - 62 . ( 2 ) . همان ، ص 63 - 64 .